تبليغاتX
زندان و مبارزه

در ارتباط با آخرین وضعیت پرونده ی فرزاد کمانگر و نیز اتفاقاتی که اخیرا برای خانواده آقای خلیل بهرامیان وکیل مدافع فرزاد کمانگر افتاده است لازم دیدیم که با آقای خلیل بهرامیان در تهران گفت و گویی انجام دهیم که شما را به خواندن متن پیاده شده ی این گفت و گو دعوت می نماییم:

زندان و مبارزه:با عرض سلام و تشكر از شما آقاي بهراميان كه وقت خودتتان را در اختيار ما گذاشتيد، لطفا آخرين اطلاعاتي كه از آقاي فرزاد كمانگر داريد و نيز دليل بي خبري و سكوت اخير نسبت به ايشان را بيان بفرماييد:

آقاي بهراميان: در مورد سكوت بايد بگويم كه من به عنوان وكيل آقاي كمانگر بر اساس ماده 18 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي انقلاب پرونده ي ايشان را در ديوان عالي كشور مطرح كردم، چون صرف نظر از اينكه اين يك امكان براي بررسي مجدد پرونده از طرف پنج نفر از قضات ديوان عالي كشور در اختیار می گذارد اما باز هم اميدوار نيستم اجراي عدالت و اجراي قانوني شود و اصولا اعتقاد ندارم در اين وضعيت در ايران، حكومت ايران و حكومت ديني ايران با مسائل، قانوني سر و كار داشته باشد. اعتقاد دارم خود دستگاه قضايي بيشتر از تمام دستگاهها قانون ستيز است و اين دستگاه كلا در اختيار نيروهاي امنيتي و پليسي است كه قضات دستگاه قضايي، آنهايي كه اصطلاحا به پرونده هاي سياسي و امنيتي رسيدگي مي كنند از دادگاه اول و بدوی تا ديوان عالي كشور، از جمله دادگاه انقلاب شعب مخصوصي ازعوامل نيروهاي امنيتي هستند و دستورات را اجرا مي كنند و رسيدگي به پرونده ها بر اساس قانون و واقعيات موجود نيست بلكه در جهت خواسته دستگاه قضايي براي سركوب است تا در نهايت كشور را در وضعيت بحراني نگاه دارد.

در نهايت من راهي جز اين ندارم كه صرف نظر از اينكه من به عنوان وكيل مدافع آقاي فرزاد كمانگرخارج از اين قضيه كه اگر وكيلش هم نبودم و پرونده ايشان را اشراف دارم، معتقدم كه ايشان هيچ عمل خلافي كه حتي استحقاق يك ثانيه بودن در زندان را داشته باشد، ندارد. ايشان يك دبيري هستند كه از شخصيتي بالنده برخوردار است، شاعر، نويسنده و همچنین انسانی مسئول و مدافع حقوق بشر هستند. به نظر من اين رسم رسم عاشق كشي است كه در كشور توسعه پيدا كرده و عاشقان را مي كشند و كمانگر هم يكي از آنهاست.

زندان و مبارزه:  لطفا در مورد مساله اي كه ازسوي حكومت براي خانوده شما پيش آمده است توضيحاتي ارائه فرماييد:

بله متاسفانه اين مساله در حدود اين چند سال اتفاق افتاده و اتفاق مي افتد و نيز تداوم دارد اين بار آرام آرام حتی نزديك خانه شخصي من نیز رسيده است.حدود يك ماه پيش خواهرم با شوهرش كه مقيم آلمان بوده و سالي يك بار هم براي ديدن بچه ها به آنجا مي رفتند نيروهاي امنيتي در ايران نسبت به اين قضيه حساس شدند و نهایتا يك ماه قبل آمدند خواهرو شوهر خواهر من را احضار كردند و جالب اين است كه كارت ملي و شناسنامه آنها را نيز ضبط كردند، يعني آنها را عملا بي هويت كردند كه حتي نتوانند در بانكي پولي برداشت كنند يا اگر جايي آنها را گرفتند فاقد هويت هستند. من فكر مي كنم اين اولين باري است كه در ايران كارت ملي و شناسنامه يك نفر را بگيرند. كارت ملي و شناسنامه خواهرم و  شوهرش و حتي دختر تازه عروس آنها را گرفتند. بعد در سه شنبه حدود ده روز پيش به آنها تلفن زدند كه به اطلاعات شهر رامسر مراجعه كنند براي اينكه پاسپورت و شناسنامه و كارت ملي خودشان را تحويل بگيرند كه در هنگام مراجعه به اين مكان خواهرم و دخترش را بازداشت مي كنند و شوهر خواهرم در جا دچار ناراحتي مي شود و به زمين مي افتد و هنگامي كه به ماموران تذكر ميدهند كه اين فرد دچار ناراحتي قلبي است جواب مي دهند كه مشكلي نيست مثل هر فرد ديگري مي تواند بميرد، به ما ربطي ندارد و حتي طوري كه من از بچه ها شنيدم گفتند كه براي ما مساله اي نيست. به خانه آنها تهاجم مي كنند و حتي به خانه پسر خواهرم كه يك بچه 8 ساله مريض داشت،تهاجم مي كنند با این رفتار ها در نهايت من به ياد ايلغار مغول مي افتم.

بر طبق قانون، قانون آيين دادرسي كيفري اگر كسي را بخواهند بازجويي كنند يا اگر مساله اي است بايد به او اخطار بدهند و بر اساس دستور قاضي عمل كنند ،اما بدون آنكه اين كار انجام شود به منزلشان مي ريزند و خواهرم و دخترش و  پسرش را به زندان ساري مي برند. دو سه روز پيش بچه هاي ديگر خواهرم بعلاوه عروس و شوهر خواهرم را نیز به ساري احضار مي كنند كه غير مستقيم در حال تهديد هستند. مهمترين مساله اي که من را مضطرب مي كنند اينكه آيا سرنوشت خانم بني يعقوب متوجه حال خواهرزاده من نیز نمی شود؟چنين اظطرابي را من دارم از اين افرادي كه سر خود به خانه مردم مي ريزند كه افراد بسيار بي فرهنگ و بي ادبي هستند. حتي موقع وارد شدن به منزل مردم با جار و جنجال وارد مي شوند. شش نفر براي دستگيري سه نفر آدمي كه در سن بالايي هستند تهاجم مي كنند و آنچنان وحشتي ايجاد كردند كه من خودم تا به حال چنين موردي را نداشتم و نديدم و اين يكي از موارد استثناست و استنباطم اين است كه نيروهاي امنيتي ای كه اين كار را كردند يك مشت افراد بي فرهنگِ لمپنِ وحشي بودند كه به خانه خواهرم تهاجم كردند و در نهايت الان خانواده خواهرم تحت فشارها و شكنجه هاي رواني و احتمالا جسمي هستند.

زندان و مبارزه: شما آيا اين احتمال را مي دهيد كه گستره اين تهاجم به خانواده خودتان نيز كشيده شود؟

من اين احتمال را مي دهم براي اينكه اگر اين نحوه برخورد وحشيانه و تهاجم وحشيانه خواه ناخواه براي افرادي كه وارد هيچ مساله اي نيستند و خانم خانه داري بوده كه زندگي بسيار آرامي داشته صورت مي گيرد اين احتمال را ميدهم كه اين يك چنگ و دندان نشان دادن به من و خانواده ام باشد و تمام اين احتمالات وجود دارند. بخصوص از موقعي که پرونده ي اكبر محمدي و قتل او در زندان اوين اتفاق افتاد اين احساس تهاجم و اين احساس عدم امنيت را بيشتر از هر زماني حس مي كنم و حالا فكر مي كنم آنها شايد در صدد اجراي يك چنين برنامه اي باشند البته اين را را هم بايد بدانند كه من در قبال هر كاري كه انجام دهند آماده هستم.

زندان و مبارزه: رويكرد شما در قبال يك چنين وضعيتي به چه شكل خواهد بود؟

من خواه نا خواه بر اساس قانون مقابله خواهم كرد و قبلا هم مطرح كردم در يك سال پيش درخواست كردم كه كميته دفاع از حقوق وكلاي مدافع حقوق زندانيان سياسي در ايران در سطح جهاني تشكيل شود، يعني يك كميته جهاني تشكيل شود و از آقاي ماندلا درخواست كرديم كه رياست آنرا بر عهده بگيرد. اينرا در رسانه ها مطرح كردم و الان استنباطم اين است كه وضعيت بحراني بيش از حدي بر عليه وكلاي دادگستري است كه لزوم تشكيل اين كميته جهاني را مي طلبد، كه از حقوق وكلا بتواند دفاع كند و من هم جزء وكلا هستم .من كاري جز دفاع از حقوق مردم كه در وظيفه وكيل دادگستري است انجام نمي دهم و اين كار را انجام خواهم داد بدون هيچ وحشتي ازهر قدرتي كه باشد.

 زندان و مبارزه: آقاي بهراميان ما مطلع شديم كه شما را نيزبه دادگاه احضار كرده اند، آيا همچين چيزي صحت دارد؟

شعبه 2 بازپرسي كاركنان دولت مجددا در رابطه با قتل اكبر محمدي من را احضار كرده است. من چون وكيل دادگستري بودم و خواسته موكلين خودم يعني پدر و مادر اكبر محمدي كه به من به عنوان وكيل اين ماموريت را دادند كه اعلام جرم قتل عمد بكنم بر عليه عوامل زندان و عوامل بهداري زندان و حتي شكنجه اي كه در زندان توحيد ديده كه تبعات آن باعث مرگ اكبر محمدي مي تواند باشد. به عنوان توهين به مقامات زندان و مقامات ديگر كه آقاي بهراميان آمده و اين اتهام را وارد كرده من تحت پيگرد هستم و اين مساله تا بحال چندين بار اتفاق افتاده و مجددا باز بايد بروم تا ببينيم آقايان چه سفره اي براي من چيده اند؟

زندان و مبارزه: آقاي بهراميان وكلاي زيادي در تهران و ايران هستند، چرا اين فشارها و ضربات متوجه شماست؟

ببينيد تاريخ روشنفكري جامعه ايران، تاريخ فاجعه باري است. اگر ما روشنفكران ايران را تقسيم كنيم، روشنفكر مرتجع داريم، كه بلند گوي افراد فرصت طلب و چپاولگر و افراد اقتدارگرا در جامعه است كه بر عليه مردم مظلوم اقدام مي كنند و از همينها وكلاي رباخواران هستند، محتكران، فرصت طلبان وانحصارگران هستند، حتي وابسته به مراكز امنيتي هستند بخصوص در وضعيت فعلي، از اين تيپ وكلا بسيار زيادند. وكيل ديگري كه داريم كه به آنصورت درگير نوكرصفتانه عوامل امنيتي و چپاولگر نيستند اما سرشان در كاسه خوشان است يا به اصطلاح عافيت طلبي پيشه كرده اند كه اكثريت وكلاي دادگستري در جوامعي مثل جامعه ما به همين صورتند و جامعه ايران از اين جهت وجه شاخص را دارد . حتي جامعه وكلاي ما در حد جامعه وكلاي بنگلادش يا پاكستان هم نيست كه بتوانند در مقام دفاع از حقوق مردم حركتي انجام دهد. فقط تعداد اندك وكلاي دادگستري در اين مسير هستيم و اين ضربات سنگين را متحمل مي شويم.

قبل از هر چيزي كساني هستند كه با پروانه وكالت، وكالت مي كنند كه خوب اينها دلالهاي جامعه هستند، وكيل جامعه نيستند چون وكيل دادگستري يا پزشك يا مهندس براي خودش وصفي دارد هر كسي با يك برگه اي به عنوان پروانه وكالت و يا پزشكي الزاما صاحب آن شغل نيست و الان ما وكيل دادگستري داريم كه دلال است كه پزشك و قاضي همين شكلي نيز داريم، نويسنده و خبرنگار همين شكلي را نيز داريم . در واقع در تمام گروه هاي روشنفكري ايران، روشنفكراني كه در مقام دفاع از حقوق مردم هستند استنباط من اين است كه اگر كمي درك داشته باشند بايد بدانند كه ولي نعمت آنها مردم هستند، همان مردم هستند كه با ماليات غير مستقيم براي آنها دانشگاه و دبيرستان درست كردند و آنها رفتند آنجا تحصيل كردند. متاسفانه آنها وقتي تحصيل مي كنند در مقابل ولي نعمت هاي خودشان يعني مردم مظلوم قرار مي گيرند و نه تنها اقدامي نمي كنند بلكه دست در جيب آنها براي فقيرتر كردن آن مردم حركت مي كنند. اينها افراد مزوري هستند كه به نظر من بيشترين ضربه را در جامعه ميزنند. آنها به استنباط من وكلا و قضات مزدور و خودفروش هستند.

زندان و مبارزه: آیا حکومت در اعمال این فشارها بر شما می تواند نتیجه ای بگیرد؟

ببینید من در کارم به عاشقی رسیدم و تمام سعی من این است که فولاد آبدیده شوم. هر چه فشار زیادتر باشد استحکام بیشتر است.

زندان و مبارزه:در پایان از شما کمال تشکر را داریم و مراتب همدردی خودمان را با شما ابراز می داریم .

                                                                       چهارشنبه اول آبان ماه ۱۳۸۷ برابر با ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸ 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 1:17  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 


 

دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

 نامه کبودوند به وجدان‌های عمومی

مورد تبعیض‌ام، چون کردم و مستقل

چندماه پیش در جریان اعلام محکومیت حبس من، یکی از وکلا در گفتگو با  صدای دویچه‌له آلمان گفته بود {نمی‌دانم چرا.... کبودوند این همه بدشانسی می‌آورد. او واقعا بی‌گناه است ولی نه در داخل کشور  و نه در روزنامه‌های داخلی هیچ‌گونه نامی از ایشان برده نمیشود... او مورد ظلم واقع شده...} از این وکیل محترم تشکر می‌کنم ولی خود ایشان که در برخی از روزنامه‌های نزدیک به اصلا‌ح‌طلبان حکومتی قلم زنی می‌کند، در جریان دادگاهی حاضر نشده و پس از آن دفاع ننمود و حتی در تهیه دفاعیه نیز هیچ‌گونه کمکی به ما نکرد. اما در مورد تحریم، بایکوت من به عنوان عضوی از جامعه سرکوب شده کرد و فردی مستقل، مواردی بر شرح ذیل قابل ذکر است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 0:29  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

 مصا حبۀ ی. صفایی با بردیا هورام، فعال حقوق بشر و عضو کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذا

و محمد آسنگران از حزب کمونیست کارگری ایران

 از زمانی که تعدادی از زندانیان سیاسی کرد در ایران اعتصاب غذا کرده اند، بعضی از جریانات سیاسی تحت عنوان زندانیان سیاسی کرد از این اعتصاب غذا حمایت کردند. در عین حال جریانات دیگری هم نیز منتقد این عنوان و دسته بندی هستند. بطوری که در حال حاضر بحث  زندانیان سیاسی  یا زندانیان سیاسی کرد مورد مجادله است. 

سئوال این است که حامیان این بحث چه می گویند و چه جوابی برای منتقدین خود دارند ومنتقدین چرا مخالف این موضع ( زندانی سیاسی کرد ) هستند؟ آیا تفاوتی ماهوی بین اینها هست؟

 بردیا هورام: این مساله دو جنبه ی اساسی  دارد که باید بدان توجه شود، یکی جنبه تئوریک بحث و دیگری مساله ای عینی که روزانه و به شکل بسیار برجسته‌ای ما در کردستان با آن مواجهیم.

از لحاظ تئوریک ماهیت حقوق بشر را قواعدی جهانشمول تشکیل میدهد که فرا تر از مرزهای سیاسی، جغرافیایی، ملی و...انسانها را در یک کل واحد به نام "بشر" جا داده و قواعد یکسانی را بر دولتها جهت حمایت از این کل واحد تحمیل مینماید.

اما حقوق بشردر درون این کل واحد به صراحت هر چه تمامتر قایل به تکثر و گوناگونی نیز هست. منبع به رسمیت شناختن این گوناگونی نیز تمایل گروههای انسانیست جهت انتخاب هویت سیاسی، فکری، ملی و عقیدتی خود. بنابراین وجود کلیت واحد بشری از دیدگاه حقوق بشر مانع از به رسمیت شناختن هویتی که انسانها خود را بدانها منتصب میدانند نیست و نبوده است. حتی حق انسانها برای برخورداری از هویتی خود خواسته‌ از اصول و مبانی مسلم و تفکیک ناپذیر حقوق بشر است.

هیچ اصل حقوق بشری در نظم کنونی و نرمهای معاصر حقوق بشر وجود ندارد که مانع از انتخاب هویتی شود که انسانها برای زندگی اجتماعی خویش برمیگزینند. حال این هویت اعم است از هویت سیاسی، ملی، قومی، جنسیتی، دینی و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 18:43  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

  یادداشت های اعتصاب کنندگان(۵)

                                             در چهلمین روز اعتصاب غذا                                          

        ب.برخودان.زندان اوین

مبارزه عرصه کشاکش خواسته ها و موانع فراروی در همه چیز وحتی ناچیز ترین امور است.برنده این عرصه ،مبارزی است که خود را مجهز به شناخت قواعد آن نموده و تلاش او در جهت پیروزی است.ما مبارزه را نه به قصد دستیابی به قدرت ،بلکه آن را هدفی در خود می دانیم.هدف مبارزه ما بازسازی هر آن چیزی است که بد بنا شده و بنای بنیادهای است برای ساختن و آباد کردن.افق اندیشه ی ما انسان،تعالی روح و رفاه حال اوست.تعریف ما از انسان به گستردگی تمامی نژادها و زبان و آیین ها وآرمان هاست.هیچ گونه محدودیتی بر این تعریف قائل نیستیم،به هیچ وجه نیز محدودیت های قائل شده را بر خود به عنوان یک انسان کرد نمی پذیرم من با ایمان به پیروزی و به قصد گسیختن حدود ساختگی ،کرد بودن خود را با عطف به معیارهای انسانی باز تعریف می کنم.مبارزه را در اعتقاد به زیباتر نمودن جامعه بشری می دانم و بهترین مکان را برای این منظور جائی یافتم که بیشترین تعلقات را به آن داشتم و فراوان ترین ستم ها و نابرابری ها را در آنجا و به خاطر آن لمس کردم. من کمک خود را به بشریت را در شناساندن موجودیتی به نام کرد بودن آغاز کرده ام.زندان نیز مرا در دستیابی به این شناخت و فهمیدن بیشتر این ستم یاری رساند؛مبارزه یعنی درک ستم و مقاومت در برابر ستم.

                           

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 23:4  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

آسو صالح aso.salih@gmail.com

هرچند این اعتصاب غذا دارای اهداف و خواسته هایی انسانی و همه گیر بود، اما چون از سوی فعالان سیاسی و مدنی کرد آغاز و اعلام شده بود، موجب بروز تمایزاتی با دیگر اعتصابات مشابه، هرچند بسیار محدود تر از این اعتصاب غذا – چه از نظر شمار اعتصاب کنندگان و چه از نظر شمار روزهای اعتصاب – شد. همین امر، باز موجب بروز شبهه هایی از سوی کسانی گردید که چشمان تیزبینشان همواره فعالین کرد را تعقیب می کنند، تا اینکه اتهامات "لوس" شده ای را که همواره از سوی قدرتمداران جمهوری اسلامی تکرار می شود، آنها نیز دوباره کنند. شاید وجود همین تمایزها بود که سکوت رسانه ها، حمایت منفعلانه ی سازمان ها و سکوت معنادار نیروهای غیرکردی داخلی و خارجی را شاهد بودیم، و چه دردناک بود(است)...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 20:51  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

.نووسینی: فه‌رهاد یادگاری

ئه‌وان ئه‌و که‌سانه‌ن که‌ پێ له‌ شوێن پێی "ته‌به‌ری" ، "کیانوری" و ... ه‌ کان داده‌نێن به‌ڵام پێچه‌وانه‌ی ئه‌وان سه‌ر دانانوێنن بۆ زوڵم و تاریکایی . سینگیان ده‌ده‌نه‌ پێش و به‌ ده‌نگی به‌رز گۆرانی سه‌رکه‌وتن ده‌چڕن ، ئیتر زیندان شوێنی ته‌سلیم بوون و دانپێدانان نییه‌ . ئیتر زیندان شوێنی سه‌رشۆڕی و په‌شیمانی نییه‌. زیندان مه‌کته‌بی خۆڕاگری و خوڵقاندنی داستانه‌ .زیندان شوێنی تۆمارکردنی مێژوویه‌ .زیندان ئه‌و شوێنه‌یه‌ که‌ جه‌للاد سه‌ری شۆڕ ده‌کا و داده‌مێنێ. زیندان ئه‌و شوێنه‌یه‌ که‌ قووربانی سه‌ری هه‌ڵده‌بڕێ و هاوار ده‌کات : " به‌رخۆدان ژیانه‌ " ...
وه‌ها ژیانێک که‌ به‌ واتای کووژانه‌وه‌ی مۆمی هه‌بوونی دێت . مۆمێک که‌ هه‌بوونمان ، شه‌ڕه‌فمان و داهاتوومان بۆ روناک ده‌کات . به‌ڵێ ، وه‌هایه‌ که‌ ده‌بێ بڵێین پیرۆز بێ له‌ ئێوه‌ وه‌ها خۆڕاگری و به‌رخۆدانێک. پیرۆز بێ له‌ ئێمه‌ وه‌ها نه‌وه‌یه‌ک ، وه‌ها مناڵانێک ، وه‌ها مێژوونووسانێک .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 18:7  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

  کمیته حمایت از اعتصاب زندانیان  سیاسی و مدنی کُرد :

                   در کردستان اقلیت های بی شماری همانند آشوریان ومسیحیان ارمنی واهل حق ها زندگی می کنند ،که افزون بر تحمل وضعیت دشوار سیاسی و اقتصادی و حقوق بشری کُردستان ، رنج مضاعف دیگری را نیز تحمل می کنند .این اقلیت ها به دلیل باورهای خود به صورت پیوسته از سوی حاکمیت مورد سرکوب وآزار واذیت قرار می گیرند .

 در گزارشات پیشین از اعلام همبستگی زندانیان اهل حق با زندانیان سیاسی و مدنی کرد و همچنین آغاز اعتصاب غذای آنان خبر داده بودیم.این زندانیان همچنان در اعتصاب به سر برده و خواهان حقوق پایمال شده خود هستند.

                             رنج نامه ی که در پی می آید ،خود آشکارا نشانگر اوج اجحاف و بی عدالتی هاییست ،که در مورد پیروان آیین اهل حق روا داشته می شود.

دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷ برابر با ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸

 

                     رنجنامه‌ی زندانیان اعتصاب کننده ی اهل حق زندان ارومیه

یا حق! 

                    دریک نگاه گذرا هرانسانی متوجه می شود، که بر روی این کره  خاکی اقوام  و ملیت های مختلفی زندگی می کنند. آن چه امروز بر همگان ثابت شده است ،اهتمام به توسعه ی روابط دوستانه بین ملیت ها امری واجب است ؛وازآن جا که ملل متحد ایمان خود را به حقوق بنیادین بشروکرامت وارزش انسانها اعلام کرده اند ؛وکشورهای مختلف ازجمله ایران خود را به رعایت حقوق بشر وآزادی های بنیادین با همکاری سازمان ملل متحد متعهد کرده است ،لذا برابر ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر که با روح هر انسان آزادی مطابقت دارد ، هر کسی باید از حق آزادی اندیشه و وجدان ومذهب برخوردار باشد.این حق مشتمل است بر آزادی تغییر مذهب ،آزادی اظهار مذهب وعقیده درتعلیم وعبادت واجرای مراسم چه به صورت فردی ،چه به صورت جمعی  .

             درکشورهای مختلف جهان گروهی با مراسم وعقیده ای خاص عرفانی زندگی می کنند ،که این عده در ایران به" اهل حق" شهرت دارند. اهل حق  قدمتی به قدمت تاریخ بشر دارد. از نگاه اهل حق انسانها صرفنظراز رنگ و نژاد وپوست به دو گروه حق و باطل تقسیم می شوند . بینش و جهان بینی اهل حق از خدواند و انسان و آفرینش ،بینشی کاملا عرفانی ست مبنی بر این که آفریننده جهان هستی یا روح کامل یا انرژی یا خداوند یا روح کل یا انرژی کل یا ...به شکل و صفت یک انسان ظاهر می شود ؛و با مرگ پایان نمی پذیرد؛بلکه به صورت دیگری ودرجای دیگری به مقتضای زمان و مکان آشکار می گردد،تا انسان ها وکلیه مخلوقات ازوجود مبارکش سودمند شوند.

              اهل حق براین باور است ، که این وجود پس ازظهوراسلام در وجود مبارک حضرت علی" ع "آشکارشده است؛  پس از هجرت های مکرر دراقلیم های جغرافیایی مختلف ،اقوامی به این مسلک ومرام پدید آورده ؛ودرحقیقت اهل حق قرائتی  عرفا نی  از تشیع  به  شمار می آید .ما اهل حق ها درمناطق مختلف ایران زندگی می کنیم و درحکومت فعلی به صورت های گسترده سبب آزار واذیت وتحقیر وتوهین قرارگرفته ایم ؛به طوری که علما درمساجد ،معتقدان به آیین اهل حق را نجس ومشرک به خداوند معرفی کرده ؛وریختن خون آنان راحلال اعلام کرده اند. 

             چهارسال پیش ما اهل حق های میاندوآب درنتیجه ی فشارهای طاقت فرسا با نوشتن نامه هایی به ارگان های مختلف کشورودرنهایت رهبرکشور،ازآنها خواستیم ،که آیین اهل حق درایران به رسمیت شناخته شود؛وقوانینی تصویب گردد،که بر پایه ی آن پیروان اهل حق مورد آزار واذیت قرارنگیرند ؛اما درمقابل نیروی انتظامی با دستور مستقیم مقامات کشوری به محل زندگی ما واقع درروستای "اوش تپه " در حوالی مناتق کرد نشین میآندوآب ،حمله برده وبا کشتن 6 نفرازیاران وبرادران ما اموالمان را به تاراج بردند ؛ومحل زندگی مان را به با خاک یکسان کردند. بسیاری از پیروان اهل حق را دستگیر کردند  ؛ وبه زندان های مختلف انتقال دادند .برخی از آن ها ازجمله :آقای نصرت الله محمدی وپدرپیرمان آقای احد قاسم زاده ؛هم چنین تمام کارگران وهراهل حقی که مشاهده نمودند.                                                                                                                   

                 ماهها زندان را با شکنجه های فیزیکی وروانی و جسمی تحمل نمودیم .دوستانمان از زندان آزاد شدند؛  ولی ما 5 نفر به نام های :

1ـ سهند علی محمد ی ،51 ساله ،دارای 3 فرزتد، کارمنداخراج شده ی اداره ثبت واحوال میاندوآب ،به علت باورهای مذهبی.

2ـ بخشعلی محمدی ، 49 ساله ،دارای 3 فرزند ،شغل کشاورز محروم مانده ،به علت باورهای مذهبی ام .

3ـ عبادالله قاسم زاده ،35 ساله ،دارای 1 فرزند ،دیپلم ومحروم از تحصیل ـــ دانشگاه ـــ به دلیل پیروی از آیین اهل حق ،شغل مغازه دار وکشاورز.

4ـ مهدی قاسم زاده ،27 ساله ، محروم از تحصیل و دانشگاه واستخدام به دلیل پیروی از آیین اهل حق ، (ایشان هنگام دستگیری براثرگلوله نیروی انتظامی زخمی شده بودند .)

5ـ یونس آقایان، 25 ساله ،متاهل ، شغل راننده .

                      ما 5 نفر اکنون مدت 4سال است ،که درزندان تحت شدیدترین شکنجه ها به سر می بریم.لازم به یادآوری ست ،که بالاترین ظلم این حکومت درحق رهبرعظیم الشان اهل حق حضرت آقا "آقا نظام "است .

 دراین مدت بارها به مسوولین قضایی و اطلاعاتی نامه نوشته وخواستار مطالبات خود شدیم ،که هربار با بهانه یی به وقت دیگری موکول شده است .

                 فروردین امسال پس ازگذشت 23روزازاعتصاب غذا ،دادستان کل استان آذربایجان غربی آقای رضایی ـ به ما وعده داد که اگر شما به اعتصابتان پایان دهید،من ظرف 10 روزپرونده شما را مختومه اعلام می کنم ؛وخواسته هایتان را نیز به مقامات بالاتر منتقل خواهم کرد؛وپاسخ آنها را به شما اعلام خواهیم داشت .

حال پس از گذشت 5 ماه هنوز خبری نشده است .مطالبات اصلی ما همان است ،که 4 سال پیش به مسوولین کشور و رهبری اعلام کردیم .

                 به رسمیت شناختن عقیده ی اهل حق ها وپایان دادن به همه ی توهین ها وآزارواذیت ها واخراج ازمراکزاداری ودانشگاه .

              جبران خسارتهای مالی و معنوی ،که با یورش مقامات دولتی به محل کار و زندگیمان روی داده است .

              خواستار آزادی خود نیز هستیم .

               در پایان لازم به گفتن است ،که بی تفاوتی توده ی مردم و روشنفکران جامعه، دست حکومت را در اعمال انواع مظالم به تمامی اقلیت های مذهبی  و قومی  بازگداشته  است .اشخاص بی تفاوت  و آنان که  بر علیه  نقض حقوق انسان ها سکوت می کنند، خود شریک جرم جمهوری اسلامی هستند.

             اعتصاب ما وابسته به هیچ گروه وحزب خاصی نیست ؛و مستقلا خواستار حقوق پایمال شده ی خود هستیم ؛ودراین تاریخ یعنی 5/7/1387 سیزده روزتمام است ،که دراعتصاب به سر می بریم .

 باتشکرفراوان ودرودبرآنان که شایسته ی درودند .

۵ تن از فداییان آل ابا

زندان مرکزی ارومیه    

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 13:11  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

گفتگوي اختصاصي آژانس ايران خبر با آقاي برديا هورام از فعالین "کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد

 
  - آژانس ايران خبر - ۱۳۸۷/۷/۷

                                            اعتصاب غذا؛پاسخی مدنی یا سیاسی؟

 
بیش از یک ماه از آغاز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی ومدنی کُرد ،در زندانهای ایران می گذرد.متاسفانه در خلال این یک ماه به جای رسیدگی وحل این بحران ، شاهد برخورد شدید تر حاکمیت با زندانیان اعتصاب کننده و تجمعات حمایتی در شهرهای سنندج،مهاباد و مریوان بوده ایم.
با وجود اعلام حمایت سازمان عفو بین الملل و سازمان دفاع بین المللی و بسیاری دیگر از سازمانهای حقوق بشر داخلی و خارجی ،مساله حمایت گسترده از این حرکت جمعی هنوز با اما و اگر هایی همراه بوده است.
درخلال این یک ماه ،شاهد همه ی شایعات بودیم ،جز یک جمله ی انسان دوستانه ،جز نگرانی برای جان این انسان ها که دراعتراض به تداوم وافزایش دستگیری و ازدیاد فشار در کردستان دست به اعتصاب غذایی سراسری زده اند.
برای رفع پاره ای از ابهامات و روشن شدن زوایای پنهان مانده ی این اعتصاب با اقای"بردیا هورام"از فعالین "کمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد" گفت و گویی داشتیم.ایشان هم پاسخ سوالات من را دادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 22:54  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

 كـمیته حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد

آقای ابولفضل جهاندار زندانی سیاسی از فعالین کمیته خواسته است که نسبت به انتشار نامه سرگشاده ی خود به آقای احمدی نژاد رییس جمهور اقدام شود.متن نامه سرگشاده ی این زندانی سیاسی به قرار ذیل است:

نامه ی سر گشاده ی ابولفضل جهاندار از زندان اوين به احمدي نژاد

آقاي احمدي نژاد ؛ در مصاحبه با روزنامه لوس انجلس تايمز در پاسخ به اين سوال که آیا در ايران فعالين  سياسي تحت فشار مي باشند یا خیر ؛ اين حرفها را ساخته ذهن صهيونيستها و آمريکاييها اعلام نموديد ،من نه صهيونيست هستم ونه آمريکايي ؛ اينجانب ( ابوالفضل جهاندار ) مدير وبلاگ پويلا نيوز ، عضو سابق شوراي عمومي تحکيم وحدت و عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي يکي از صدها زنداني سياسي هستم که بيش از دو سال است که در زندانهاي جمهوري اسلامي به سر ميبرم . من يک ايرانيم ؛ فرزند پدري که دوراني از عمر خود را به عشق آب و خاک ميهنش در جبهه هاي جنگ گذرانده و اکنون با کهولت سن لحظات زندگيش را با ترس و هراس در انتظار دريافت خبري ناگوار ازفرزندش سپري مي کند .

آقاي احمدي نژاد ؛ اظهارات اخير جناب عالي در خصوص آزاديهاي سياسي در ايران اين سوال را در اذهان زندانيان سياسي ايجاد نمود که يا جناب عالي در ايران زندگي نمي کنيد يا برخلاف آموزه هاي همه اديان الهي که مردم را به راستی و صداقت دعوت مي نمايند مي خواهيد حقيقت را فداي مصلحت نموده و با قلب واقعيتهاي موجود در جامعه چهره ای غير واقعي از وضعيت  آزاديهاي سياسي در ايران به نمايش بگذاريد .

آقاي احمدي نژاد ؛ اگر چه بارها و بارها توسط جناب عالي و مقامات عالي رتبه قضايي کشور در مصاحبه ها و سخنراني ها محافل داخلي و خارجي وجود زنداني سياسي در کشور تکذيب شده و اين مسايل را ساخته عوامل صهيونيست و آمريکا ذکر نموده ايد به اطلاع شما مي رسانم که فقط در سه ماه اول سال 87 ، در حوزه فعالان دانشجويي 80 مورد احضار به کميته انضباطي دانشگاه ، 10مورد احضاريه به مراجع قضايي ، 7مورد بازداشت ، 37 مورد محروميت از تحصيل ، 6مورد اخراج از دانشگاه ، 5 مورد محاکمه ، 8 مورد محکوميت به زندان ، 6 مورد توقيف نشريات دانشجويي ، 2مورد اخراج از دانشگاه و محروميت از خدمات رفاهي دانشگاه و پلمپ دو انجمن اسلامي دانشگاه هرمزگان و سنندج صورت گرفته است .

در حوزه فعاليتهاي اجتماعي سياسي 155 مورد احضار به دادگاه ، 350 مورد بازداشت ، 180 مورد محکوميت قضايي و در حوزه فعاليتهاي مربوط به روزنامه نگاري ، احضار 7 نفر ، بازداشت 4 نفر و محاکمه 18 نفرو صدور حکم کيفري براي 6نفر و در مورد حوزه زنان ، احضار 3 نفر به دادگاه ، بازداشت 1 نفر و محکوميت قضايي سه نفر بخشي از اقدامات مهرورزانه شما در برخورد با فعالان سياسي دانشجويي و مدني مي باشد و اسامي تمامي افراد فوق موجود است .

در کشوري که نمايندگان مردم در مجلس از مصونيت قانوني برخوردار نبوده و به زندان محکوم مي شوند و مراجع تقليد علماء ديني در سکوت مطلق و حصر خانگي اجازه اظهار نظر ندارند صحبت از آزادي بيان و فضاي باز سياسي مانند دروغ آوريل ( دروغ 13) مي باشد .

شايد در بعضي موارد آزادي بيان وجود داشته باشد ، اما آزادي بعد از بيان هرگز .

آقاي احمدي نژاد ؛ شما که به شدت به مسئله شنود تلفن شهروندان آمريکايي حساس مي باشيد و اين مسئله را ظلم و جفا به مردم آمريکا مي دانيد ، چرا نسبت به شنود خصوصي ترين مکالمات تلفني و بررسي نامه هاي الکترونيکي فعالان سياسي ، دانشجويي ، مدني و بسياري از شهروندان به نام قانون هيچ واکنشي نشان نمي دهيد .

آقاي احمدي نژاد ؛ با توجه به اينکه در مصاحبه اخير با روزنامه لو س انجلس تايمز بيان نموديد که آيين دادرسي در ايران مترقي ترين قانون در جهان مي باشد ، به اطلاع جناب عالي مي رسانم ، اينجانب در دوران بازداشت موقت در بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات بر اثر ضربه وارده از ناحيه مهره کمر آسيب ديدم و علي رغم مراجعات مکرر به پزشک با اين توجيه که ما فقط مسئول زنده نگه داشتن شما هستيم نه درمان شما و براي هر زنداني نمي توانيم هزينه نماييم حدود يک سال از معرفي اينجانب به پزشک متخصص جهت درمان امتناع نمودند و هم اکنون با توجه به کمبود امکانات درماني زندان حدود 2 سال است که از اين عارضه رنج مي برم و روز به روز اوضاع بيماري ام شديدتر مي گردد و علي رغم تأييد اين مسئله توسط پزشکان زندان هيچگونه رسيدگي جدي در اين خصوص لحاظ نمي گردد .

از بدو دستگيري تاکنون با وکيلم ديدار نداشته ام . دادگاه بنده بصورت غير علني ، بدون حضور هيأ ت منصفه و دادگاه دومم بدون حضور وکيل مدافع برگزار شد . ضرب و شتم ، نگهداري در سلول انفرادي ، استفاده از چشم بند ، حدود يک ماه بي خبري و بي اطلاعي خانواده از وضعيت دستگيري اينجانب ، هتک حرمت و توهين ، صدور حکم دادگاه با استناد به اعترافت و اقارير تحت فشار و شکنجه و براساس گزارشهاي نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي و ورود به حريم خصوصي اينجانب ، تفتيش عقايد در حين بازجويي القايي ، از موارد بسيار بارز نقص اصول 23 ، 35 ، 38 ، 39 ، 165 ، 166 ، 168 قانون اساسي کشور و نقص مادۀ 5 ، 7 ، 12 ، 19 و بند 1 مادۀ 20 اعلاميه جهاني حقوق بشر و نقص موارد مختلف حقوق شهروندي مي باشد که از ابتداي دستگيري تا کنون در مورد اينجانب اعمال شده  و مسئوليت نقص آشکار موارد قانوني فوق با استناد به اصل 121 قانون اساسي به عهده شما مي باشد .

آقاي احمدي نژاد ؛ يکي از اتهامات پرونده اينجانب که در دادگاه به خاطر آن به پرداخت جريمه نقدي محکوم گرديده ام ، استفاده از ماهواره مي باشد . شايد استفاده از ماهواره و تماشاي برنامه شبکه هاي تلويزيوني خارجي براي شما هيچ هزينه و منع قانوني نداشته باشد ولي براساس مصوبات مجلس استفاده از ماهواره ، جرم و براي متخلفان جريمه مالي در پي دارد .

آقاي احمدي نژاد ؛ با توجه به اينکه قوه قضاييه در مردادماه گذشته از خبر نگاران و سازمانهاي بين المللي جهت بازديد از زندانهاي ايران دعوت نمودند ، اينجانب به عنوان يکي از زندانيان سياسي آماده ديدار با نهادهاي مختلف و ارايه گزارش مي باشم . 

لازم به ذکر است اين جانب محض اثبات حقانيت و صحت گفته هاي خود آماده مناظره با جناب عالي و هر مقام قضايي ايران در خضور خبرنگاران دولتي و رسانه هاي آزاد مي باشم.

آقاي احمدي نژاد که مدعي دلسوزي براي جهانيان است و از کار زشت ديگران دلگير و ناراحت، بايد پايبندي خود به شعارهايش را با رفتار خود اثبات نمايد ،از جناب عالي دعوت میکنیم که مسوولیت حرفهایتان را بپذیرید.شعار مهرورزي و عدالت گستري را ابتدا در مرزوبوم کشور خود اجرا نموده و در صورت موفقيت به فکر ارائه  آن براي جهانيان باشيد.

به اميد روزي که بشر از آزادي فکر و بيان برخوردار شود ، روزي که معناي هر سخن دوست داشتن باشد و کمترين سرود بوسه بر قفل افسانه اي باشد،روزي که هر انسان براي انسان برادري باشد. 

ابوالفضل جهاندار، زندان اوين 26 سپتامبر2008 
  

رونوشت:

1.بانکيمون دبيرمحترم سازمان ملل متحد

2.شوراي حقوق بشر سازمان ملل

3.سازمان ديده بان حقوق بشر

4.سازمان عفو بين الملل

5.کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپاروزنامه هاي لوسانجلس تايمز،نيويورک تايمز،نيوزويک، شبکه هاي ماهواره اي 

CNN,NBC,ABC,ABC,CBF,VOA 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 16:43  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته حمایت از اعتصاب غذای غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد

یاداشتهای اعتصاب (4)

                      ناگفته های سکوت

نگاهی به وضعیت بغرنج کودکان زیر 18 سال متهم به قتل در کردستان ؛

ع.زاگروس- زندان سنندج

در سالیان اخیر که نهادهای حافظ و مدافع حقوق بشر شکل گرفته؛ و به بسط و گسترش فعالیتهای انسان دوستانه ی خویش همت گماشته اند،مباحث مرتبط با عرصه ی کاری خود را از طرق گوناگون علنی و غیر علنی به فضای عمومی جامعه تزریق نموده اند، که حرکت هایی چون "کمپین یک ملیون امضا برای رفع قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان"از رهگذر این گونه مباحث و کوششها متولد شده؛ و به دستاوردهایی قابل توجه و چشمگیری نیز منتهی گشته اند.خوشبختانه نهادهای حقوق بشری توانسته اند، دامنه ی حساسیت ها و دغدغه های حقوقی –فکری خود را به حوزه ی عمومی هم گسترش داده اند؛ و حتی در مواردی با تاثیر گذاری بر حاکمیت و وادار نمودن آن به پذیرش برخی خواسته های اصولی و ضروری،اهداف خود را با موفقیت عملی سازند، که بسی جای تقدیر و تشکر دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 5:23  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

وا نیزیک بە مانگیک لە مانگرتنی زیندانیانی سیاسی و چالاکوانانی مەدەنی کورد لە رۆژهەڵاتی کوردستان لە زیندانەکانی کۆماری ئیسلامی ئێران تێدەپەرێت. هەروەک لە راگەیاندنی ماسمیدیاکانەوە ئاگادارین، ئەم مانگرتنانە زۆربەی شارەکانی کوردستانی گرتووتەوە بە تایبەت شارەکانی تاران و کەرج، سنەو مەهاباد، ورمێ و سەقز و هتد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 5:35  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

                              Your browser may not support display of this image.

احمد اندریاری

arezandaryari@gmail.com   

 آری چنین است از خود گذشتگی و مقاومت برای خواسته‌های انسانی خویش 
در تاریخ مبارزات مسالمت آمیز و دموکراتیک ملل تحت ستم ، بسیار دیده شده است، که مبارزین راه آزادی و حقوق بشر با دست زدن به «نافرمانی مدنی» خود را در معرض زندان و شکنجه قرار داده اند،هرچند‌ تاریخ آزادی خواهی همه ملتها سرشار از فداکاری ست،چرا که‌ تحقق دمکراسی و آزادی برای هیچ ملتی، بدون مقاومت و ایستادگی و پرداخت هزینه ،میسر نیست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 21:28  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

                            کمیته حمایت از اعتصاب زندانیان سیاسی و مدنی کُرد

یادداشت اعتصاب کنندگان  (3)

 چرا اعتصاب غذا؟

ب.به رخودان،زندان اوین

      اعتصاب ما اعتراضی است از سر بغضی که این گونه ترکید، بغضی که ریشه در تاریخی از اجحاف مضاعف بر ملت ما دارد و شرایط خاص بازجوئی ،دادرسی و نگهداری محرکی برای اجرائی شدن این تصمیم بود، اعتصاب غذای ما آخرین روش پی گیری خواسته هایمان بود.روش نامتعارفی که نشان داد ظرفیت قانونی وقضائی پیگیری خواسته ها و اعتراضات تا چه حد تنگ و اندک است.اعتصاب غذا به ما آموخت که ادامه مبارزه در درک واقعی آن و چرائی مبارزه در در کشف ستمگیری ها و ناراستی هاییست که فهم واقعی آن، ما را به این عمل واداشت. پیام اعتصاب ما این است که نه برخوردهای حذفی و انحصاری آنان راه چاره مناسبی بر حل مشکلات و نه تحمل هزینه هائی که بر ما وارد می کنند خاتمه دهنده ی این روند است.چاره یابی مساله تاریخی ما ،مستلزم توقف روند در پیش گرفته ی حکومت های مختلف و اذعان بر حقوق انسانی ماست. هرچند که معتقدیم اعتصاب غذای ما نیز نه راه حلی بر این مساله ،که صرفا کنشی اعتراضی بر عدم وجود ارداه ای در جهت حل اصولی آن میباشد.

                                     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 21:39  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

 
                                                                            براي اداي احترام به زندانيان كرد كه در اعتصاب غذا به سر مي‌برند

                                                                                                              شهاب شیخی*

                                                      

 آيا واقعا از ديد فعالان حقوق بشري و مدني و سياسي و روشن‌فكري، زندانيان سياسي كرد كه جرم شان آشكارا سياسي است و به خاطر تلاش براي برخورداري از حقوق انساني خود و ديگر ايرانيان دست به اعتصاب غذا زده‌اند شايسته‌ي حداقل تقدير و پوشش خبري نيستند؟ به راستي آيا اقداماتي كه مثلا براي دانشجوي مرحوم اكبر محمدي انجام شد براي اين خيل عظيم از زندانيان دست به اعتصاب غذا زده، انجام گرفته است؟ آيا اگر امروز مثلا آقاي عمادالدين باقي اعلام اعتصاب غذا بكند باز هم شاهد چنين سكوتي از سوي اين سينه چاكان حقوق و بشر و دموكراسي و جامعه‌ي مدني خواهيم بود؟آيا صدها كميته و كمپين و سازمان و.. براي حفاظت  وصيانت از جان ايشان يا امثال ايشان تشكيل نخواهد شد؟ كه به حق هم بايد تشكيل شود اما نه تنها براي يك نفر يك گروه خاص و وابسته به يك سازمان خاص...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 14:35  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  |