تبليغاتX
زندان و مبارزه

 زندان و مبارزه‌:

زندان رجایی شهر کرج زندانی امنیتی است، زندانیان این زندان هر چند از طریق تکنولوژیهای پیشرفته و دهها دوربین مدار بسته به شدت تحت مراقبت هستند، اما هدف این مراقبت ها به هیچ وجه حفظ امنیت جانی زندانیان سیاسی نیست، زندانیان سیاسی پیوسته مورد حمله زندانیان خطرناک قرار می گیرند که به واسطه ی جرایمی از قبیل قتل، مواد مخدر و ... در زندان نگهداری می شوند.

در حالی که بر طبق قوانین خود جمهوری اسلامی زندانیان جرایم خاص باید به صورت مجزانگهداری شوند، در زندان رجایی شهر کرج زندانیان سیاسی در کنار خطرناکترین افراد تحت خطرناکترین شرایط نگهداری می شوند.

انواع مواد مخدر به راحتی در زندان رجایی شهر خرید و فروش می شود. هر روز دهها تن از خطرناکترین افراد به این زندان آورده می شوند، چیزی به اسم حقوق زندانی در زندان رجایی کرج وجود ندارد،از سویی دیگر زندانیانی هستند که حامل بیماری و ویروس های خطرناک از قبیل هپاتیت و ایدز هستند، بهداشت زندان در حد زیر صفر قرار دارد. وحشت کامل بر این زندان حاکم است و بسیاری از زندانیان سیاسی را به حد جنون رسانیده است.

مامورین زندان به زندانیان اجازه نمی دهند مددکارانی که به منظور مراقبت های روانی به ندرت به این زندان سر می زنند را ملاقات نمایند و کسانی که اعتراض می کنند به شدت تهدید می شوند.

سیستم و دستگاه قضایی در رسانه های همگانی وانمود می کنند که کلیه حقوق زندانیان را به رسمیات شناخته و عملی می کنند، اما ما اعلام می کنیم که هیچ یک از این تبلیغات صحت نداشته و ندارد.

هویت سیاسی زندانیان سیاسی و عقیدتی به رسمیت شناخته نمی شود، محدودیت های غیر قانونی بر وکلای این زندانیان به شدت ادامه دارد. از سوی دیگر برخی از نهاد های ایرانی که خود را مدافع حقوق بشر می دانند نیز در مقابل این وضعین ناعدلانه ساکت نشسته اند.

بی عملی و بی موضعی این نهادها برای ما مشخص شده است اما ما زندانیان سیاسی کُرد هر اندازه هم که تحت فشار و تهدید مرگ و انتقال به سلول های انفرادی قرار داشته باشیم این وضعیت را غیر قابل قبول می دانیم و وجدانهای بیدار در راستای دفاع از حقوق خود مخاطب قرار می دهیم.

زندانیان سیاسی کُرد در زندان رجایی شهر کرج

شنبه‌ 4 آبان 1387 برابر با 25 اکتبر 2008

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:24  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کومیته‌ی پشتیوانی له‌ گیراوانی سیاسی و مه‌ده‌نی کورد:له‌ سه‌ر ناوی گیراوانی سیاسی پارتی کرێکارانی کوردستان و پارتی ژیانی ئازادی کوردستان "هه‌ڤاڵ هارون"له‌ گرتوخانه‌ی ره‌جایی شه‌هری که‌ره‌جه‌وه‌ له‌ لێدوانێک دا بۆ رای گشتی، هه‌ڵس و که‌وتی هۆڤانه‌ی رژیمی تورکیا سه‌باره‌ت به‌ سه‌رۆکی پارتی کرێکارانی کوردستان به‌ڕێز عه‌بدوڵڵا ئۆجالان به‌ توندی شه‌رمه‌زار ده‌کات .

ده‌قی لێدوانه‌که‌ که‌ به‌ ده‌ستی کومیته‌ی داکۆکی کردن له‌ گیراوانی سیاسی و مه‌ده‌نی کورد گه‌یشتوه‌ به‌م شێوه‌یه‌:

ئێمه‌ وه‌کو گیراوانی پارتی کرێکارانی کوردستان و پارتی ژیانی ئازادی کوردستان ئه‌و هه‌ڵس و که‌وته‌ هۆڤانه‌ی ده‌رحه‌ق به‌ سه‌رۆکایه‌تیمان ئه‌نجام دراوه‌ به‌ کرده‌وه‌یه‌کی چه‌په‌ڵ و نامرۆڤانه‌ی ده‌زانین،رژیمی فاشیستی تورکیا به‌و نزیکایه‌تیه‌ چه‌وته‌ به‌ کرده‌وه‌ له‌ به‌رامبه‌ر ئیراده‌ی گه‌لی کورد دا راوه‌ستاوه‌و له‌ هه‌مانکاتیشدا به‌ ده‌ستی خۆیان گۆری خۆیان هه‌ڵکه‌ند.

ئێمه‌ ده‌زانین که‌ دژکرده‌وه‌ی گه‌له‌که‌مان زۆر گران ده‌بێت، هه‌ڵس و که‌وتی له‌و شێوه‌یه‌ ده‌گه‌ڵ رێبه‌ر ئاپۆ پێشانده‌ری ئه‌وپه‌ڕی لاوازی ده‌وڵه‌تی تورکیایه‌ و ئه‌وه‌ ده‌سه‌لمێنێت که‌ ئه‌و رژیمه‌ له‌ به‌رامبه‌ر بزاڤی ئێمه‌ و گه‌له‌که‌مان دا به‌ چۆک داهاتوه‌،بۆیه‌ به‌ هیوایه‌کی گه‌وره‌وه‌ ده‌خوازین سه‌رهه‌ڵدان له‌ هه‌ر ده‌ڤه‌رێکی وڵات به‌رده‌وام بێت و خاوه‌ن ده‌رکه‌وتنێکی مه‌زن له‌ سه‌رۆکایه‌تی بێته‌ ئاراوه‌.

تورکیا خۆی بۆ شه‌ڕێکی نوێ ئاماده‌ ده‌کات و ئه‌و پیلانه‌ش که‌ له‌ ساڵی 99 وه‌ ده‌ستی پێکردوه‌ هه‌ر ده‌م به‌ شێوازێکی جیاواز خۆی ده‌رده‌خات،بۆیه‌ پێویسته‌ گه‌لی کورد به‌ هۆشیارێکی له‌راده‌به‌ده‌ر به‌رامبه‌ر به‌و ره‌وشه‌ هه‌ڵس و که‌وت بکات،هه‌روه‌ها گه‌لمان له‌ رۆژهه‌ڵاتی کوردستانیش به‌رامبه‌ر به‌وه‌ بێده‌نگ نامێنێت.

ئێمه‌ له‌ گرتوخانه‌کانی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان و ئێران بێزاری خۆمان له‌ به‌رامبه‌ر داگیرکاری و ئه‌و هه‌ڕه‌شانه‌ی که‌ به‌ سه‌ر رێبه‌ر ئاپۆ دا به‌رده‌وامن،ده‌رده‌بڕین و ئه‌و نزیکایه‌تیه‌ به‌ شکه‌نجه‌ی خۆمان و سه‌رجه‌م گه‌لی کورد هه‌ڵده‌سه‌نگێنین.

دوژمن ده‌یهه‌وێ ئه‌و چه‌شنه‌ ره‌فتارانه‌ بۆ گه‌لی کورد ئاسایی کاته‌وه‌و له‌و چوارچێوه‌ دا بۆ به‌رفراوان کردنه‌وه‌یان هه‌وڵ بدات،به‌ڵام هه‌ڵوێستی ئێمه‌ به‌رخۆدان له‌ به‌رامبه‌ر ئه‌و کولتوره‌ دایه‌ و هیچ کات قه‌بوڵی ناکه‌ین.

هه‌ڤاڵ هارون له‌ سه‌ر ناوی گیراوانی پارتی کرێکارانی کوردستان و پارتی ژیانی ئازادی کوردستان

گرتوخانه‌ی رجایی شاری که‌ره‌ج

25 اکتبر 2008

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:16  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

  زندان و مبارزه‌:گزارشات از زندان رجایی شهر کرج حاکیست که‌ زندانیان سیاسی  کرد پیوسته‌ از سوی برخی از زندانیان تبهکار مورد آزار و تهدید قرار میگیرند و مسولین زندان نیز نسبت به‌ این آزار و اذیت ها کاملا بی تفاوتند.

زندانیان مزبور طی تماس با خانواده‌های خود از تهدیداتی که‌  به‌ واسطه‌  تعدادی از زندانیان که‌ با اتهاماتی از قبیل قتل و قاچاق مواد مخدر در این زندان به‌ سر میبرند خبر داده‌  واظهار داشته‌اند که‌ به‌ اکنون مدت 4 روز است که‌ به‌ وسیله‌ قمه‌ و بریده‌های شیشه‌ تهدید به‌ قتل شده‌اند.

همچنین خبر میرسد که‌ هر چند تاکنون چندین بار خواسته‌اند در مورد این تهدیدات با مسئولین زندان گفت و گو نمایند اما تاکنون هیچ کدام از مقامات مزبور حاضر به‌ دیدار با آنان نشده‌ و خطر جانی همچنان آنان را تهدید میکند.

 زندانیان سیاسی کرد زندان رجایی شهر کرج اعلام داشته‌اند که‌ این تهدیدات مستقیما از جانب نهادهای امنیتی طراحی و هدایت میشوند و از تمام نهادهای مدافع حقوق بشر خواسته‌اند که‌ نسبت به‌ این رفتار ضد انسانی نهادهای امنیتی بی تفاوت نباشند و مسئولیت هر گونه‌ صدمات جسمی خود ناشی از این تهدیدات را مستقیما متوجه آنان میدانند.

اسامی شماری از زندانیان سیاسی کرد که‌ به‌ قتل تهدید شده‌اند از قرار ذیل است:

اسماعیل قوردویی میلان فرزند تاج الدین متولد خوی/۵ سال حبس

ناصر یوسفی فرزند سید علی متولد مریوان/۸ سال

کریم قادری فرزند محمد نتولد پیرانشهر/۴۲ ماه

کاوه‌ مجیدی فر فرزند اسماعیل/۳۰ ماه

این زندانیان همگی به‌ اتهام همکاری با احزاب اپوزسیون فعال در کردستان محکوم گردیده‌اند.


همچنین این زندانیان طی رنج نامه‌ای که‌ از همین پایگاه انتشار خواهد یافت نسبت به‌ وضعیت خود هشدار داده‌ و خواستار توجه به‌ شرایط ناگوار خود شده‌اند.

                                                                            شنبه‌ 4 آبان 1387 برابر با ۲۵ اکتبر ۲۰۰۸ 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 17:23  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 
 
دادگاه تجدیدنظر انقلاب اسلامی تهران، سرانجام با تائید رای شعبه 15 دادگاه انقلاب محکومیت ده سال حبس بنیانگذار حقوق بشر کردستان را قطعی نمود.  

آقای محمدصدیق کبودوند موسس سازمان حقوق بشر کردستان، مدیر مسئول و سردبیر هفته‌ نامه «پیام مردم» در اوایل تابستان سال گذشته دستگیر، و به اتهام تشکیل جمعیت مدافع حقوق بشر و دعوت از جمهوری اسلامی به پایبندی به تعهدات حقوق بشری و دفاع از حقوق بشر و افشای موارد نقض آن در گفتگو با رسانه‌های عمومی، به یازده سال حبس توأم با شکنجه محکوم گردید.  

با احتساب حبس اتهام مطبوعاتی رئیس سازمان حقوق بشر کردستان میزان محکومیت قطعیت یافته ایشان در حال حاضر ده و نیم سال است. گفته می‌شود با توجه به اینکه میزان حبس آقای کبودوند بیش از ده سال است در هیچ مرجعی قابل تجدیدنظر نمی‌باشد. علاوه بر این پرونده‌هایی با اتهام‌ تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام برای ادامه فشار بر وی در جریان است. 

دبیرخانه سازمان حقوق بشر کردستان درنظر دارد پیرو این اطلاعیه متن کامل حکم دادگاه را جهت قضاوت وجدان ‌عمومی و بررسی حقوقدانان و مدافعان حقوق بشر منتشر نماید. 

سازمان حقوق بشر کردستان همچون خود آقای کبودوند و خانواده ایشان انتظاری بیش از این از دستگاه‌های امنیتی و قضایی نداشتند اما از سازمان‌ها و نهادها و مجامع و محافل حقوق بشر انتظار دارد که موقعیت آقای کبودوند را به عنوان بزرگترین زندانی وجدانی در ایران و خاورمیانه و بعنوان مدافع حقوق بشر زندانی با بالاترین میزان محکومیت حبس در جهان، برای وجدان عمومی جهانیان افشا نماید و علاوه بر این امید است که حکومت جمهوری اسلامی بعنوان بزرگترین ناقض حقوق مدافعان حقوق بشر در جهان شناخته شود. 

یادآور می‌گردد آقای کبودوند طی 16 ماه گذشته تنها یک بار با خانواده و فرزندانش ملاقات دیداری داشته و در حال حاضر برغم بیماری و تشدید آن ممنوع الملاقات شده و هم اکنون در وضعیت نگران‌کننده تحمل حبس می‌نماید. 
 

4 آبان 1387/25 اکتبر 2008

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 17:20  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

زندان و مبارزه:جلسه دادگاه تجدید نظر دو دانشجوی کُرد که ازروز سه شنبه 23 مهر و به دلیل اعتصاب غذای 47 روزه و اعلام آن از بند 7 زندان اوین به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل شدند ،امروزچهارشنبه اول آبان ماه برگزار شد.

بنا به اعلام آقای "مادح جمشیدی" وکیل دادگستری که به تازگی عهده دار وکالت این دانشجویان شده است یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر تهران حکم پیشین شعبه 13 دادگاه انقلاب مبنی بر دو سال حبس آنان را به یک و نیم سال کاهش داده و بدین ترتیب هر دو دانشجو باید تا هفتاد روز دیگر آزاد شوند.

گفتنی است که صباح نصری و هدایت غزالی که متعاقب اعتصاب غذای طولانی مدتشان به شدت بیمار و ضعیف شده بودند هم اکنون نیز در سلول های انفرادی به سر برده و در وضعیت جسمانی بسیار نامناسبی به سر می برند.

چهارشنبه اول آبان ماه ۱۳۸۷ برابر با ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 22:4  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

در ارتباط با آخرین وضعیت پرونده ی فرزاد کمانگر و نیز اتفاقاتی که اخیرا برای خانواده آقای خلیل بهرامیان وکیل مدافع فرزاد کمانگر افتاده است لازم دیدیم که با آقای خلیل بهرامیان در تهران گفت و گویی انجام دهیم که شما را به خواندن متن پیاده شده ی این گفت و گو دعوت می نماییم:

زندان و مبارزه:با عرض سلام و تشكر از شما آقاي بهراميان كه وقت خودتتان را در اختيار ما گذاشتيد، لطفا آخرين اطلاعاتي كه از آقاي فرزاد كمانگر داريد و نيز دليل بي خبري و سكوت اخير نسبت به ايشان را بيان بفرماييد:

آقاي بهراميان: در مورد سكوت بايد بگويم كه من به عنوان وكيل آقاي كمانگر بر اساس ماده 18 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي انقلاب پرونده ي ايشان را در ديوان عالي كشور مطرح كردم، چون صرف نظر از اينكه اين يك امكان براي بررسي مجدد پرونده از طرف پنج نفر از قضات ديوان عالي كشور در اختیار می گذارد اما باز هم اميدوار نيستم اجراي عدالت و اجراي قانوني شود و اصولا اعتقاد ندارم در اين وضعيت در ايران، حكومت ايران و حكومت ديني ايران با مسائل، قانوني سر و كار داشته باشد. اعتقاد دارم خود دستگاه قضايي بيشتر از تمام دستگاهها قانون ستيز است و اين دستگاه كلا در اختيار نيروهاي امنيتي و پليسي است كه قضات دستگاه قضايي، آنهايي كه اصطلاحا به پرونده هاي سياسي و امنيتي رسيدگي مي كنند از دادگاه اول و بدوی تا ديوان عالي كشور، از جمله دادگاه انقلاب شعب مخصوصي ازعوامل نيروهاي امنيتي هستند و دستورات را اجرا مي كنند و رسيدگي به پرونده ها بر اساس قانون و واقعيات موجود نيست بلكه در جهت خواسته دستگاه قضايي براي سركوب است تا در نهايت كشور را در وضعيت بحراني نگاه دارد.

در نهايت من راهي جز اين ندارم كه صرف نظر از اينكه من به عنوان وكيل مدافع آقاي فرزاد كمانگرخارج از اين قضيه كه اگر وكيلش هم نبودم و پرونده ايشان را اشراف دارم، معتقدم كه ايشان هيچ عمل خلافي كه حتي استحقاق يك ثانيه بودن در زندان را داشته باشد، ندارد. ايشان يك دبيري هستند كه از شخصيتي بالنده برخوردار است، شاعر، نويسنده و همچنین انسانی مسئول و مدافع حقوق بشر هستند. به نظر من اين رسم رسم عاشق كشي است كه در كشور توسعه پيدا كرده و عاشقان را مي كشند و كمانگر هم يكي از آنهاست.

زندان و مبارزه:  لطفا در مورد مساله اي كه ازسوي حكومت براي خانوده شما پيش آمده است توضيحاتي ارائه فرماييد:

بله متاسفانه اين مساله در حدود اين چند سال اتفاق افتاده و اتفاق مي افتد و نيز تداوم دارد اين بار آرام آرام حتی نزديك خانه شخصي من نیز رسيده است.حدود يك ماه پيش خواهرم با شوهرش كه مقيم آلمان بوده و سالي يك بار هم براي ديدن بچه ها به آنجا مي رفتند نيروهاي امنيتي در ايران نسبت به اين قضيه حساس شدند و نهایتا يك ماه قبل آمدند خواهرو شوهر خواهر من را احضار كردند و جالب اين است كه كارت ملي و شناسنامه آنها را نيز ضبط كردند، يعني آنها را عملا بي هويت كردند كه حتي نتوانند در بانكي پولي برداشت كنند يا اگر جايي آنها را گرفتند فاقد هويت هستند. من فكر مي كنم اين اولين باري است كه در ايران كارت ملي و شناسنامه يك نفر را بگيرند. كارت ملي و شناسنامه خواهرم و  شوهرش و حتي دختر تازه عروس آنها را گرفتند. بعد در سه شنبه حدود ده روز پيش به آنها تلفن زدند كه به اطلاعات شهر رامسر مراجعه كنند براي اينكه پاسپورت و شناسنامه و كارت ملي خودشان را تحويل بگيرند كه در هنگام مراجعه به اين مكان خواهرم و دخترش را بازداشت مي كنند و شوهر خواهرم در جا دچار ناراحتي مي شود و به زمين مي افتد و هنگامي كه به ماموران تذكر ميدهند كه اين فرد دچار ناراحتي قلبي است جواب مي دهند كه مشكلي نيست مثل هر فرد ديگري مي تواند بميرد، به ما ربطي ندارد و حتي طوري كه من از بچه ها شنيدم گفتند كه براي ما مساله اي نيست. به خانه آنها تهاجم مي كنند و حتي به خانه پسر خواهرم كه يك بچه 8 ساله مريض داشت،تهاجم مي كنند با این رفتار ها در نهايت من به ياد ايلغار مغول مي افتم.

بر طبق قانون، قانون آيين دادرسي كيفري اگر كسي را بخواهند بازجويي كنند يا اگر مساله اي است بايد به او اخطار بدهند و بر اساس دستور قاضي عمل كنند ،اما بدون آنكه اين كار انجام شود به منزلشان مي ريزند و خواهرم و دخترش و  پسرش را به زندان ساري مي برند. دو سه روز پيش بچه هاي ديگر خواهرم بعلاوه عروس و شوهر خواهرم را نیز به ساري احضار مي كنند كه غير مستقيم در حال تهديد هستند. مهمترين مساله اي که من را مضطرب مي كنند اينكه آيا سرنوشت خانم بني يعقوب متوجه حال خواهرزاده من نیز نمی شود؟چنين اظطرابي را من دارم از اين افرادي كه سر خود به خانه مردم مي ريزند كه افراد بسيار بي فرهنگ و بي ادبي هستند. حتي موقع وارد شدن به منزل مردم با جار و جنجال وارد مي شوند. شش نفر براي دستگيري سه نفر آدمي كه در سن بالايي هستند تهاجم مي كنند و آنچنان وحشتي ايجاد كردند كه من خودم تا به حال چنين موردي را نداشتم و نديدم و اين يكي از موارد استثناست و استنباطم اين است كه نيروهاي امنيتي ای كه اين كار را كردند يك مشت افراد بي فرهنگِ لمپنِ وحشي بودند كه به خانه خواهرم تهاجم كردند و در نهايت الان خانواده خواهرم تحت فشارها و شكنجه هاي رواني و احتمالا جسمي هستند.

زندان و مبارزه: شما آيا اين احتمال را مي دهيد كه گستره اين تهاجم به خانواده خودتان نيز كشيده شود؟

من اين احتمال را مي دهم براي اينكه اگر اين نحوه برخورد وحشيانه و تهاجم وحشيانه خواه ناخواه براي افرادي كه وارد هيچ مساله اي نيستند و خانم خانه داري بوده كه زندگي بسيار آرامي داشته صورت مي گيرد اين احتمال را ميدهم كه اين يك چنگ و دندان نشان دادن به من و خانواده ام باشد و تمام اين احتمالات وجود دارند. بخصوص از موقعي که پرونده ي اكبر محمدي و قتل او در زندان اوين اتفاق افتاد اين احساس تهاجم و اين احساس عدم امنيت را بيشتر از هر زماني حس مي كنم و حالا فكر مي كنم آنها شايد در صدد اجراي يك چنين برنامه اي باشند البته اين را را هم بايد بدانند كه من در قبال هر كاري كه انجام دهند آماده هستم.

زندان و مبارزه: رويكرد شما در قبال يك چنين وضعيتي به چه شكل خواهد بود؟

من خواه نا خواه بر اساس قانون مقابله خواهم كرد و قبلا هم مطرح كردم در يك سال پيش درخواست كردم كه كميته دفاع از حقوق وكلاي مدافع حقوق زندانيان سياسي در ايران در سطح جهاني تشكيل شود، يعني يك كميته جهاني تشكيل شود و از آقاي ماندلا درخواست كرديم كه رياست آنرا بر عهده بگيرد. اينرا در رسانه ها مطرح كردم و الان استنباطم اين است كه وضعيت بحراني بيش از حدي بر عليه وكلاي دادگستري است كه لزوم تشكيل اين كميته جهاني را مي طلبد، كه از حقوق وكلا بتواند دفاع كند و من هم جزء وكلا هستم .من كاري جز دفاع از حقوق مردم كه در وظيفه وكيل دادگستري است انجام نمي دهم و اين كار را انجام خواهم داد بدون هيچ وحشتي ازهر قدرتي كه باشد.

 زندان و مبارزه: آقاي بهراميان ما مطلع شديم كه شما را نيزبه دادگاه احضار كرده اند، آيا همچين چيزي صحت دارد؟

شعبه 2 بازپرسي كاركنان دولت مجددا در رابطه با قتل اكبر محمدي من را احضار كرده است. من چون وكيل دادگستري بودم و خواسته موكلين خودم يعني پدر و مادر اكبر محمدي كه به من به عنوان وكيل اين ماموريت را دادند كه اعلام جرم قتل عمد بكنم بر عليه عوامل زندان و عوامل بهداري زندان و حتي شكنجه اي كه در زندان توحيد ديده كه تبعات آن باعث مرگ اكبر محمدي مي تواند باشد. به عنوان توهين به مقامات زندان و مقامات ديگر كه آقاي بهراميان آمده و اين اتهام را وارد كرده من تحت پيگرد هستم و اين مساله تا بحال چندين بار اتفاق افتاده و مجددا باز بايد بروم تا ببينيم آقايان چه سفره اي براي من چيده اند؟

زندان و مبارزه: آقاي بهراميان وكلاي زيادي در تهران و ايران هستند، چرا اين فشارها و ضربات متوجه شماست؟

ببينيد تاريخ روشنفكري جامعه ايران، تاريخ فاجعه باري است. اگر ما روشنفكران ايران را تقسيم كنيم، روشنفكر مرتجع داريم، كه بلند گوي افراد فرصت طلب و چپاولگر و افراد اقتدارگرا در جامعه است كه بر عليه مردم مظلوم اقدام مي كنند و از همينها وكلاي رباخواران هستند، محتكران، فرصت طلبان وانحصارگران هستند، حتي وابسته به مراكز امنيتي هستند بخصوص در وضعيت فعلي، از اين تيپ وكلا بسيار زيادند. وكيل ديگري كه داريم كه به آنصورت درگير نوكرصفتانه عوامل امنيتي و چپاولگر نيستند اما سرشان در كاسه خوشان است يا به اصطلاح عافيت طلبي پيشه كرده اند كه اكثريت وكلاي دادگستري در جوامعي مثل جامعه ما به همين صورتند و جامعه ايران از اين جهت وجه شاخص را دارد . حتي جامعه وكلاي ما در حد جامعه وكلاي بنگلادش يا پاكستان هم نيست كه بتوانند در مقام دفاع از حقوق مردم حركتي انجام دهد. فقط تعداد اندك وكلاي دادگستري در اين مسير هستيم و اين ضربات سنگين را متحمل مي شويم.

قبل از هر چيزي كساني هستند كه با پروانه وكالت، وكالت مي كنند كه خوب اينها دلالهاي جامعه هستند، وكيل جامعه نيستند چون وكيل دادگستري يا پزشك يا مهندس براي خودش وصفي دارد هر كسي با يك برگه اي به عنوان پروانه وكالت و يا پزشكي الزاما صاحب آن شغل نيست و الان ما وكيل دادگستري داريم كه دلال است كه پزشك و قاضي همين شكلي نيز داريم، نويسنده و خبرنگار همين شكلي را نيز داريم . در واقع در تمام گروه هاي روشنفكري ايران، روشنفكراني كه در مقام دفاع از حقوق مردم هستند استنباط من اين است كه اگر كمي درك داشته باشند بايد بدانند كه ولي نعمت آنها مردم هستند، همان مردم هستند كه با ماليات غير مستقيم براي آنها دانشگاه و دبيرستان درست كردند و آنها رفتند آنجا تحصيل كردند. متاسفانه آنها وقتي تحصيل مي كنند در مقابل ولي نعمت هاي خودشان يعني مردم مظلوم قرار مي گيرند و نه تنها اقدامي نمي كنند بلكه دست در جيب آنها براي فقيرتر كردن آن مردم حركت مي كنند. اينها افراد مزوري هستند كه به نظر من بيشترين ضربه را در جامعه ميزنند. آنها به استنباط من وكلا و قضات مزدور و خودفروش هستند.

زندان و مبارزه: آیا حکومت در اعمال این فشارها بر شما می تواند نتیجه ای بگیرد؟

ببینید من در کارم به عاشقی رسیدم و تمام سعی من این است که فولاد آبدیده شوم. هر چه فشار زیادتر باشد استحکام بیشتر است.

زندان و مبارزه:در پایان از شما کمال تشکر را داریم و مراتب همدردی خودمان را با شما ابراز می داریم .

                                                                       چهارشنبه اول آبان ماه ۱۳۸۷ برابر با ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸ 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 1:17  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  |