تبليغاتX
زندان و مبارزه

 زندان و مبارزه‌:

زندان رجایی شهر کرج زندانی امنیتی است، زندانیان این زندان هر چند از طریق تکنولوژیهای پیشرفته و دهها دوربین مدار بسته به شدت تحت مراقبت هستند، اما هدف این مراقبت ها به هیچ وجه حفظ امنیت جانی زندانیان سیاسی نیست، زندانیان سیاسی پیوسته مورد حمله زندانیان خطرناک قرار می گیرند که به واسطه ی جرایمی از قبیل قتل، مواد مخدر و ... در زندان نگهداری می شوند.

در حالی که بر طبق قوانین خود جمهوری اسلامی زندانیان جرایم خاص باید به صورت مجزانگهداری شوند، در زندان رجایی شهر کرج زندانیان سیاسی در کنار خطرناکترین افراد تحت خطرناکترین شرایط نگهداری می شوند.

انواع مواد مخدر به راحتی در زندان رجایی شهر خرید و فروش می شود. هر روز دهها تن از خطرناکترین افراد به این زندان آورده می شوند، چیزی به اسم حقوق زندانی در زندان رجایی کرج وجود ندارد،از سویی دیگر زندانیانی هستند که حامل بیماری و ویروس های خطرناک از قبیل هپاتیت و ایدز هستند، بهداشت زندان در حد زیر صفر قرار دارد. وحشت کامل بر این زندان حاکم است و بسیاری از زندانیان سیاسی را به حد جنون رسانیده است.

مامورین زندان به زندانیان اجازه نمی دهند مددکارانی که به منظور مراقبت های روانی به ندرت به این زندان سر می زنند را ملاقات نمایند و کسانی که اعتراض می کنند به شدت تهدید می شوند.

سیستم و دستگاه قضایی در رسانه های همگانی وانمود می کنند که کلیه حقوق زندانیان را به رسمیات شناخته و عملی می کنند، اما ما اعلام می کنیم که هیچ یک از این تبلیغات صحت نداشته و ندارد.

هویت سیاسی زندانیان سیاسی و عقیدتی به رسمیت شناخته نمی شود، محدودیت های غیر قانونی بر وکلای این زندانیان به شدت ادامه دارد. از سوی دیگر برخی از نهاد های ایرانی که خود را مدافع حقوق بشر می دانند نیز در مقابل این وضعین ناعدلانه ساکت نشسته اند.

بی عملی و بی موضعی این نهادها برای ما مشخص شده است اما ما زندانیان سیاسی کُرد هر اندازه هم که تحت فشار و تهدید مرگ و انتقال به سلول های انفرادی قرار داشته باشیم این وضعیت را غیر قابل قبول می دانیم و وجدانهای بیدار در راستای دفاع از حقوق خود مخاطب قرار می دهیم.

زندانیان سیاسی کُرد در زندان رجایی شهر کرج

شنبه‌ 4 آبان 1387 برابر با 25 اکتبر 2008

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:24  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کومیته‌ی پشتیوانی له‌ گیراوانی سیاسی و مه‌ده‌نی کورد:له‌ سه‌ر ناوی گیراوانی سیاسی پارتی کرێکارانی کوردستان و پارتی ژیانی ئازادی کوردستان "هه‌ڤاڵ هارون"له‌ گرتوخانه‌ی ره‌جایی شه‌هری که‌ره‌جه‌وه‌ له‌ لێدوانێک دا بۆ رای گشتی، هه‌ڵس و که‌وتی هۆڤانه‌ی رژیمی تورکیا سه‌باره‌ت به‌ سه‌رۆکی پارتی کرێکارانی کوردستان به‌ڕێز عه‌بدوڵڵا ئۆجالان به‌ توندی شه‌رمه‌زار ده‌کات .

ده‌قی لێدوانه‌که‌ که‌ به‌ ده‌ستی کومیته‌ی داکۆکی کردن له‌ گیراوانی سیاسی و مه‌ده‌نی کورد گه‌یشتوه‌ به‌م شێوه‌یه‌:

ئێمه‌ وه‌کو گیراوانی پارتی کرێکارانی کوردستان و پارتی ژیانی ئازادی کوردستان ئه‌و هه‌ڵس و که‌وته‌ هۆڤانه‌ی ده‌رحه‌ق به‌ سه‌رۆکایه‌تیمان ئه‌نجام دراوه‌ به‌ کرده‌وه‌یه‌کی چه‌په‌ڵ و نامرۆڤانه‌ی ده‌زانین،رژیمی فاشیستی تورکیا به‌و نزیکایه‌تیه‌ چه‌وته‌ به‌ کرده‌وه‌ له‌ به‌رامبه‌ر ئیراده‌ی گه‌لی کورد دا راوه‌ستاوه‌و له‌ هه‌مانکاتیشدا به‌ ده‌ستی خۆیان گۆری خۆیان هه‌ڵکه‌ند.

ئێمه‌ ده‌زانین که‌ دژکرده‌وه‌ی گه‌له‌که‌مان زۆر گران ده‌بێت، هه‌ڵس و که‌وتی له‌و شێوه‌یه‌ ده‌گه‌ڵ رێبه‌ر ئاپۆ پێشانده‌ری ئه‌وپه‌ڕی لاوازی ده‌وڵه‌تی تورکیایه‌ و ئه‌وه‌ ده‌سه‌لمێنێت که‌ ئه‌و رژیمه‌ له‌ به‌رامبه‌ر بزاڤی ئێمه‌ و گه‌له‌که‌مان دا به‌ چۆک داهاتوه‌،بۆیه‌ به‌ هیوایه‌کی گه‌وره‌وه‌ ده‌خوازین سه‌رهه‌ڵدان له‌ هه‌ر ده‌ڤه‌رێکی وڵات به‌رده‌وام بێت و خاوه‌ن ده‌رکه‌وتنێکی مه‌زن له‌ سه‌رۆکایه‌تی بێته‌ ئاراوه‌.

تورکیا خۆی بۆ شه‌ڕێکی نوێ ئاماده‌ ده‌کات و ئه‌و پیلانه‌ش که‌ له‌ ساڵی 99 وه‌ ده‌ستی پێکردوه‌ هه‌ر ده‌م به‌ شێوازێکی جیاواز خۆی ده‌رده‌خات،بۆیه‌ پێویسته‌ گه‌لی کورد به‌ هۆشیارێکی له‌راده‌به‌ده‌ر به‌رامبه‌ر به‌و ره‌وشه‌ هه‌ڵس و که‌وت بکات،هه‌روه‌ها گه‌لمان له‌ رۆژهه‌ڵاتی کوردستانیش به‌رامبه‌ر به‌وه‌ بێده‌نگ نامێنێت.

ئێمه‌ له‌ گرتوخانه‌کانی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان و ئێران بێزاری خۆمان له‌ به‌رامبه‌ر داگیرکاری و ئه‌و هه‌ڕه‌شانه‌ی که‌ به‌ سه‌ر رێبه‌ر ئاپۆ دا به‌رده‌وامن،ده‌رده‌بڕین و ئه‌و نزیکایه‌تیه‌ به‌ شکه‌نجه‌ی خۆمان و سه‌رجه‌م گه‌لی کورد هه‌ڵده‌سه‌نگێنین.

دوژمن ده‌یهه‌وێ ئه‌و چه‌شنه‌ ره‌فتارانه‌ بۆ گه‌لی کورد ئاسایی کاته‌وه‌و له‌و چوارچێوه‌ دا بۆ به‌رفراوان کردنه‌وه‌یان هه‌وڵ بدات،به‌ڵام هه‌ڵوێستی ئێمه‌ به‌رخۆدان له‌ به‌رامبه‌ر ئه‌و کولتوره‌ دایه‌ و هیچ کات قه‌بوڵی ناکه‌ین.

هه‌ڤاڵ هارون له‌ سه‌ر ناوی گیراوانی پارتی کرێکارانی کوردستان و پارتی ژیانی ئازادی کوردستان

گرتوخانه‌ی رجایی شاری که‌ره‌ج

25 اکتبر 2008

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 18:16  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

  زندان و مبارزه‌:گزارشات از زندان رجایی شهر کرج حاکیست که‌ زندانیان سیاسی  کرد پیوسته‌ از سوی برخی از زندانیان تبهکار مورد آزار و تهدید قرار میگیرند و مسولین زندان نیز نسبت به‌ این آزار و اذیت ها کاملا بی تفاوتند.

زندانیان مزبور طی تماس با خانواده‌های خود از تهدیداتی که‌  به‌ واسطه‌  تعدادی از زندانیان که‌ با اتهاماتی از قبیل قتل و قاچاق مواد مخدر در این زندان به‌ سر میبرند خبر داده‌  واظهار داشته‌اند که‌ به‌ اکنون مدت 4 روز است که‌ به‌ وسیله‌ قمه‌ و بریده‌های شیشه‌ تهدید به‌ قتل شده‌اند.

همچنین خبر میرسد که‌ هر چند تاکنون چندین بار خواسته‌اند در مورد این تهدیدات با مسئولین زندان گفت و گو نمایند اما تاکنون هیچ کدام از مقامات مزبور حاضر به‌ دیدار با آنان نشده‌ و خطر جانی همچنان آنان را تهدید میکند.

 زندانیان سیاسی کرد زندان رجایی شهر کرج اعلام داشته‌اند که‌ این تهدیدات مستقیما از جانب نهادهای امنیتی طراحی و هدایت میشوند و از تمام نهادهای مدافع حقوق بشر خواسته‌اند که‌ نسبت به‌ این رفتار ضد انسانی نهادهای امنیتی بی تفاوت نباشند و مسئولیت هر گونه‌ صدمات جسمی خود ناشی از این تهدیدات را مستقیما متوجه آنان میدانند.

اسامی شماری از زندانیان سیاسی کرد که‌ به‌ قتل تهدید شده‌اند از قرار ذیل است:

اسماعیل قوردویی میلان فرزند تاج الدین متولد خوی/۵ سال حبس

ناصر یوسفی فرزند سید علی متولد مریوان/۸ سال

کریم قادری فرزند محمد نتولد پیرانشهر/۴۲ ماه

کاوه‌ مجیدی فر فرزند اسماعیل/۳۰ ماه

این زندانیان همگی به‌ اتهام همکاری با احزاب اپوزسیون فعال در کردستان محکوم گردیده‌اند.


همچنین این زندانیان طی رنج نامه‌ای که‌ از همین پایگاه انتشار خواهد یافت نسبت به‌ وضعیت خود هشدار داده‌ و خواستار توجه به‌ شرایط ناگوار خود شده‌اند.

                                                                            شنبه‌ 4 آبان 1387 برابر با ۲۵ اکتبر ۲۰۰۸ 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 17:23  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 
 
دادگاه تجدیدنظر انقلاب اسلامی تهران، سرانجام با تائید رای شعبه 15 دادگاه انقلاب محکومیت ده سال حبس بنیانگذار حقوق بشر کردستان را قطعی نمود.  

آقای محمدصدیق کبودوند موسس سازمان حقوق بشر کردستان، مدیر مسئول و سردبیر هفته‌ نامه «پیام مردم» در اوایل تابستان سال گذشته دستگیر، و به اتهام تشکیل جمعیت مدافع حقوق بشر و دعوت از جمهوری اسلامی به پایبندی به تعهدات حقوق بشری و دفاع از حقوق بشر و افشای موارد نقض آن در گفتگو با رسانه‌های عمومی، به یازده سال حبس توأم با شکنجه محکوم گردید.  

با احتساب حبس اتهام مطبوعاتی رئیس سازمان حقوق بشر کردستان میزان محکومیت قطعیت یافته ایشان در حال حاضر ده و نیم سال است. گفته می‌شود با توجه به اینکه میزان حبس آقای کبودوند بیش از ده سال است در هیچ مرجعی قابل تجدیدنظر نمی‌باشد. علاوه بر این پرونده‌هایی با اتهام‌ تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام برای ادامه فشار بر وی در جریان است. 

دبیرخانه سازمان حقوق بشر کردستان درنظر دارد پیرو این اطلاعیه متن کامل حکم دادگاه را جهت قضاوت وجدان ‌عمومی و بررسی حقوقدانان و مدافعان حقوق بشر منتشر نماید. 

سازمان حقوق بشر کردستان همچون خود آقای کبودوند و خانواده ایشان انتظاری بیش از این از دستگاه‌های امنیتی و قضایی نداشتند اما از سازمان‌ها و نهادها و مجامع و محافل حقوق بشر انتظار دارد که موقعیت آقای کبودوند را به عنوان بزرگترین زندانی وجدانی در ایران و خاورمیانه و بعنوان مدافع حقوق بشر زندانی با بالاترین میزان محکومیت حبس در جهان، برای وجدان عمومی جهانیان افشا نماید و علاوه بر این امید است که حکومت جمهوری اسلامی بعنوان بزرگترین ناقض حقوق مدافعان حقوق بشر در جهان شناخته شود. 

یادآور می‌گردد آقای کبودوند طی 16 ماه گذشته تنها یک بار با خانواده و فرزندانش ملاقات دیداری داشته و در حال حاضر برغم بیماری و تشدید آن ممنوع الملاقات شده و هم اکنون در وضعیت نگران‌کننده تحمل حبس می‌نماید. 
 

4 آبان 1387/25 اکتبر 2008

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 17:20  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

زندان و مبارزه:جلسه دادگاه تجدید نظر دو دانشجوی کُرد که ازروز سه شنبه 23 مهر و به دلیل اعتصاب غذای 47 روزه و اعلام آن از بند 7 زندان اوین به سلولهای انفرادی بند 209 منتقل شدند ،امروزچهارشنبه اول آبان ماه برگزار شد.

بنا به اعلام آقای "مادح جمشیدی" وکیل دادگستری که به تازگی عهده دار وکالت این دانشجویان شده است یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر تهران حکم پیشین شعبه 13 دادگاه انقلاب مبنی بر دو سال حبس آنان را به یک و نیم سال کاهش داده و بدین ترتیب هر دو دانشجو باید تا هفتاد روز دیگر آزاد شوند.

گفتنی است که صباح نصری و هدایت غزالی که متعاقب اعتصاب غذای طولانی مدتشان به شدت بیمار و ضعیف شده بودند هم اکنون نیز در سلول های انفرادی به سر برده و در وضعیت جسمانی بسیار نامناسبی به سر می برند.

چهارشنبه اول آبان ماه ۱۳۸۷ برابر با ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 22:4  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

در ارتباط با آخرین وضعیت پرونده ی فرزاد کمانگر و نیز اتفاقاتی که اخیرا برای خانواده آقای خلیل بهرامیان وکیل مدافع فرزاد کمانگر افتاده است لازم دیدیم که با آقای خلیل بهرامیان در تهران گفت و گویی انجام دهیم که شما را به خواندن متن پیاده شده ی این گفت و گو دعوت می نماییم:

زندان و مبارزه:با عرض سلام و تشكر از شما آقاي بهراميان كه وقت خودتتان را در اختيار ما گذاشتيد، لطفا آخرين اطلاعاتي كه از آقاي فرزاد كمانگر داريد و نيز دليل بي خبري و سكوت اخير نسبت به ايشان را بيان بفرماييد:

آقاي بهراميان: در مورد سكوت بايد بگويم كه من به عنوان وكيل آقاي كمانگر بر اساس ماده 18 قانون تشكيل دادگاههاي عمومي انقلاب پرونده ي ايشان را در ديوان عالي كشور مطرح كردم، چون صرف نظر از اينكه اين يك امكان براي بررسي مجدد پرونده از طرف پنج نفر از قضات ديوان عالي كشور در اختیار می گذارد اما باز هم اميدوار نيستم اجراي عدالت و اجراي قانوني شود و اصولا اعتقاد ندارم در اين وضعيت در ايران، حكومت ايران و حكومت ديني ايران با مسائل، قانوني سر و كار داشته باشد. اعتقاد دارم خود دستگاه قضايي بيشتر از تمام دستگاهها قانون ستيز است و اين دستگاه كلا در اختيار نيروهاي امنيتي و پليسي است كه قضات دستگاه قضايي، آنهايي كه اصطلاحا به پرونده هاي سياسي و امنيتي رسيدگي مي كنند از دادگاه اول و بدوی تا ديوان عالي كشور، از جمله دادگاه انقلاب شعب مخصوصي ازعوامل نيروهاي امنيتي هستند و دستورات را اجرا مي كنند و رسيدگي به پرونده ها بر اساس قانون و واقعيات موجود نيست بلكه در جهت خواسته دستگاه قضايي براي سركوب است تا در نهايت كشور را در وضعيت بحراني نگاه دارد.

در نهايت من راهي جز اين ندارم كه صرف نظر از اينكه من به عنوان وكيل مدافع آقاي فرزاد كمانگرخارج از اين قضيه كه اگر وكيلش هم نبودم و پرونده ايشان را اشراف دارم، معتقدم كه ايشان هيچ عمل خلافي كه حتي استحقاق يك ثانيه بودن در زندان را داشته باشد، ندارد. ايشان يك دبيري هستند كه از شخصيتي بالنده برخوردار است، شاعر، نويسنده و همچنین انسانی مسئول و مدافع حقوق بشر هستند. به نظر من اين رسم رسم عاشق كشي است كه در كشور توسعه پيدا كرده و عاشقان را مي كشند و كمانگر هم يكي از آنهاست.

زندان و مبارزه:  لطفا در مورد مساله اي كه ازسوي حكومت براي خانوده شما پيش آمده است توضيحاتي ارائه فرماييد:

بله متاسفانه اين مساله در حدود اين چند سال اتفاق افتاده و اتفاق مي افتد و نيز تداوم دارد اين بار آرام آرام حتی نزديك خانه شخصي من نیز رسيده است.حدود يك ماه پيش خواهرم با شوهرش كه مقيم آلمان بوده و سالي يك بار هم براي ديدن بچه ها به آنجا مي رفتند نيروهاي امنيتي در ايران نسبت به اين قضيه حساس شدند و نهایتا يك ماه قبل آمدند خواهرو شوهر خواهر من را احضار كردند و جالب اين است كه كارت ملي و شناسنامه آنها را نيز ضبط كردند، يعني آنها را عملا بي هويت كردند كه حتي نتوانند در بانكي پولي برداشت كنند يا اگر جايي آنها را گرفتند فاقد هويت هستند. من فكر مي كنم اين اولين باري است كه در ايران كارت ملي و شناسنامه يك نفر را بگيرند. كارت ملي و شناسنامه خواهرم و  شوهرش و حتي دختر تازه عروس آنها را گرفتند. بعد در سه شنبه حدود ده روز پيش به آنها تلفن زدند كه به اطلاعات شهر رامسر مراجعه كنند براي اينكه پاسپورت و شناسنامه و كارت ملي خودشان را تحويل بگيرند كه در هنگام مراجعه به اين مكان خواهرم و دخترش را بازداشت مي كنند و شوهر خواهرم در جا دچار ناراحتي مي شود و به زمين مي افتد و هنگامي كه به ماموران تذكر ميدهند كه اين فرد دچار ناراحتي قلبي است جواب مي دهند كه مشكلي نيست مثل هر فرد ديگري مي تواند بميرد، به ما ربطي ندارد و حتي طوري كه من از بچه ها شنيدم گفتند كه براي ما مساله اي نيست. به خانه آنها تهاجم مي كنند و حتي به خانه پسر خواهرم كه يك بچه 8 ساله مريض داشت،تهاجم مي كنند با این رفتار ها در نهايت من به ياد ايلغار مغول مي افتم.

بر طبق قانون، قانون آيين دادرسي كيفري اگر كسي را بخواهند بازجويي كنند يا اگر مساله اي است بايد به او اخطار بدهند و بر اساس دستور قاضي عمل كنند ،اما بدون آنكه اين كار انجام شود به منزلشان مي ريزند و خواهرم و دخترش و  پسرش را به زندان ساري مي برند. دو سه روز پيش بچه هاي ديگر خواهرم بعلاوه عروس و شوهر خواهرم را نیز به ساري احضار مي كنند كه غير مستقيم در حال تهديد هستند. مهمترين مساله اي که من را مضطرب مي كنند اينكه آيا سرنوشت خانم بني يعقوب متوجه حال خواهرزاده من نیز نمی شود؟چنين اظطرابي را من دارم از اين افرادي كه سر خود به خانه مردم مي ريزند كه افراد بسيار بي فرهنگ و بي ادبي هستند. حتي موقع وارد شدن به منزل مردم با جار و جنجال وارد مي شوند. شش نفر براي دستگيري سه نفر آدمي كه در سن بالايي هستند تهاجم مي كنند و آنچنان وحشتي ايجاد كردند كه من خودم تا به حال چنين موردي را نداشتم و نديدم و اين يكي از موارد استثناست و استنباطم اين است كه نيروهاي امنيتي ای كه اين كار را كردند يك مشت افراد بي فرهنگِ لمپنِ وحشي بودند كه به خانه خواهرم تهاجم كردند و در نهايت الان خانواده خواهرم تحت فشارها و شكنجه هاي رواني و احتمالا جسمي هستند.

زندان و مبارزه: شما آيا اين احتمال را مي دهيد كه گستره اين تهاجم به خانواده خودتان نيز كشيده شود؟

من اين احتمال را مي دهم براي اينكه اگر اين نحوه برخورد وحشيانه و تهاجم وحشيانه خواه ناخواه براي افرادي كه وارد هيچ مساله اي نيستند و خانم خانه داري بوده كه زندگي بسيار آرامي داشته صورت مي گيرد اين احتمال را ميدهم كه اين يك چنگ و دندان نشان دادن به من و خانواده ام باشد و تمام اين احتمالات وجود دارند. بخصوص از موقعي که پرونده ي اكبر محمدي و قتل او در زندان اوين اتفاق افتاد اين احساس تهاجم و اين احساس عدم امنيت را بيشتر از هر زماني حس مي كنم و حالا فكر مي كنم آنها شايد در صدد اجراي يك چنين برنامه اي باشند البته اين را را هم بايد بدانند كه من در قبال هر كاري كه انجام دهند آماده هستم.

زندان و مبارزه: رويكرد شما در قبال يك چنين وضعيتي به چه شكل خواهد بود؟

من خواه نا خواه بر اساس قانون مقابله خواهم كرد و قبلا هم مطرح كردم در يك سال پيش درخواست كردم كه كميته دفاع از حقوق وكلاي مدافع حقوق زندانيان سياسي در ايران در سطح جهاني تشكيل شود، يعني يك كميته جهاني تشكيل شود و از آقاي ماندلا درخواست كرديم كه رياست آنرا بر عهده بگيرد. اينرا در رسانه ها مطرح كردم و الان استنباطم اين است كه وضعيت بحراني بيش از حدي بر عليه وكلاي دادگستري است كه لزوم تشكيل اين كميته جهاني را مي طلبد، كه از حقوق وكلا بتواند دفاع كند و من هم جزء وكلا هستم .من كاري جز دفاع از حقوق مردم كه در وظيفه وكيل دادگستري است انجام نمي دهم و اين كار را انجام خواهم داد بدون هيچ وحشتي ازهر قدرتي كه باشد.

 زندان و مبارزه: آقاي بهراميان ما مطلع شديم كه شما را نيزبه دادگاه احضار كرده اند، آيا همچين چيزي صحت دارد؟

شعبه 2 بازپرسي كاركنان دولت مجددا در رابطه با قتل اكبر محمدي من را احضار كرده است. من چون وكيل دادگستري بودم و خواسته موكلين خودم يعني پدر و مادر اكبر محمدي كه به من به عنوان وكيل اين ماموريت را دادند كه اعلام جرم قتل عمد بكنم بر عليه عوامل زندان و عوامل بهداري زندان و حتي شكنجه اي كه در زندان توحيد ديده كه تبعات آن باعث مرگ اكبر محمدي مي تواند باشد. به عنوان توهين به مقامات زندان و مقامات ديگر كه آقاي بهراميان آمده و اين اتهام را وارد كرده من تحت پيگرد هستم و اين مساله تا بحال چندين بار اتفاق افتاده و مجددا باز بايد بروم تا ببينيم آقايان چه سفره اي براي من چيده اند؟

زندان و مبارزه: آقاي بهراميان وكلاي زيادي در تهران و ايران هستند، چرا اين فشارها و ضربات متوجه شماست؟

ببينيد تاريخ روشنفكري جامعه ايران، تاريخ فاجعه باري است. اگر ما روشنفكران ايران را تقسيم كنيم، روشنفكر مرتجع داريم، كه بلند گوي افراد فرصت طلب و چپاولگر و افراد اقتدارگرا در جامعه است كه بر عليه مردم مظلوم اقدام مي كنند و از همينها وكلاي رباخواران هستند، محتكران، فرصت طلبان وانحصارگران هستند، حتي وابسته به مراكز امنيتي هستند بخصوص در وضعيت فعلي، از اين تيپ وكلا بسيار زيادند. وكيل ديگري كه داريم كه به آنصورت درگير نوكرصفتانه عوامل امنيتي و چپاولگر نيستند اما سرشان در كاسه خوشان است يا به اصطلاح عافيت طلبي پيشه كرده اند كه اكثريت وكلاي دادگستري در جوامعي مثل جامعه ما به همين صورتند و جامعه ايران از اين جهت وجه شاخص را دارد . حتي جامعه وكلاي ما در حد جامعه وكلاي بنگلادش يا پاكستان هم نيست كه بتوانند در مقام دفاع از حقوق مردم حركتي انجام دهد. فقط تعداد اندك وكلاي دادگستري در اين مسير هستيم و اين ضربات سنگين را متحمل مي شويم.

قبل از هر چيزي كساني هستند كه با پروانه وكالت، وكالت مي كنند كه خوب اينها دلالهاي جامعه هستند، وكيل جامعه نيستند چون وكيل دادگستري يا پزشك يا مهندس براي خودش وصفي دارد هر كسي با يك برگه اي به عنوان پروانه وكالت و يا پزشكي الزاما صاحب آن شغل نيست و الان ما وكيل دادگستري داريم كه دلال است كه پزشك و قاضي همين شكلي نيز داريم، نويسنده و خبرنگار همين شكلي را نيز داريم . در واقع در تمام گروه هاي روشنفكري ايران، روشنفكراني كه در مقام دفاع از حقوق مردم هستند استنباط من اين است كه اگر كمي درك داشته باشند بايد بدانند كه ولي نعمت آنها مردم هستند، همان مردم هستند كه با ماليات غير مستقيم براي آنها دانشگاه و دبيرستان درست كردند و آنها رفتند آنجا تحصيل كردند. متاسفانه آنها وقتي تحصيل مي كنند در مقابل ولي نعمت هاي خودشان يعني مردم مظلوم قرار مي گيرند و نه تنها اقدامي نمي كنند بلكه دست در جيب آنها براي فقيرتر كردن آن مردم حركت مي كنند. اينها افراد مزوري هستند كه به نظر من بيشترين ضربه را در جامعه ميزنند. آنها به استنباط من وكلا و قضات مزدور و خودفروش هستند.

زندان و مبارزه: آیا حکومت در اعمال این فشارها بر شما می تواند نتیجه ای بگیرد؟

ببینید من در کارم به عاشقی رسیدم و تمام سعی من این است که فولاد آبدیده شوم. هر چه فشار زیادتر باشد استحکام بیشتر است.

زندان و مبارزه:در پایان از شما کمال تشکر را داریم و مراتب همدردی خودمان را با شما ابراز می داریم .

                                                                       چهارشنبه اول آبان ماه ۱۳۸۷ برابر با ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸ 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 1:17  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

سه‌ شنبه‌ ۳۰ مهر۱۳۸۶

 زنان آذرمهر:هانا عبدي 22 ساله‌ دانشجو و فعال حقوق زنان،عضو انجمن زنان آذرمهر کردستان و کمپین یک ملیون امضا كه سال گذشته در سنندج دستگير شده بود برای طی کردن دوران حبس و تبعید از روز پنج شنبه 25 مهر ماه به‌ زندان "رزن" همدان انتقال داده‌ شده‌ است.

وی که‌ ابتدا در پروسه‌ای به‌ شدت ناعادلانه‌ از سوی شعبه‌ دوم دادگاه انقلاب سنندج به‌ پنج سال حبس محکوم گردیده‌ بود،چهاردهم مهر امسال حكم قطعي اش به‌ یک سال و نیم زندان توام با تبعید تقلیل پیدا کرد.

هانا عبدی به‌ همراه روناک صفا زاده‌ و فاطمه‌ گفتاری از اعتصاب کنندگانی بودند که‌ در چندین زندان و در اعتراض به‌ نقض گسترده‌ حقوق بشر و تبعیضات ملی ،مذهبی و جنسیتی مابین زندانیان به‌ اعتصاب غذای نامحدود دست زده‌ و به‌ سلول انفرادی انتقال یافته‌ و ممنوع الملاقات شده‌ بود.

 انتقال هانا به‌ زندان رزن بدون اطلاع خانواده اش صورت گرفته است و از زمان انتقالش به‌ این زندان تاکنون با خانواده اش هيچ گونه تما سي نداشته و اين امر موجب نگراني خانواده وی شده كه از فرزندشان هيچ گونه خبري ندارند.

گفتنی است كه زندان رزن در 20 كيلومتري جاده همدان - رزن واقع شده‌ و از لحاظ امکانات بهداشتي و امنيتي در شرايط بسیار نامساعدي قرار دارد.

هانا عبدی دانشجوی رشته روان شناسی دانشگاه پیام نور بیجار آبان 1386 در سنندج بازداشت و پس از ماهها بازجویی های توام با آزار جسمی و روانی و بلاتکلیفی در خرداد ماه ۸۶ دادگاه بدوی وی برگزار شد.

منبع:وبلاگ زنان آذرمهر کردستان

http://www.zananazarmehr.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 20:35  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

 زندان و مبارزه‌:یک فعال کرد به‌ دلیل عدم استطاعت تامین وثیقه‌ همچنان در زندان به‌ سر میبرد،بنا بر گزارشات دریافتی از ارومیه‌ حسن سرداری که‌ به‌ "جاسوسی"برای یکی از احزاب کردستان متهم شده‌ است به‌ دلیل عدم توانایی پرداخت وثیقه‌ 200 ملیون تومانی همچنان دربند 12 زندان ارومیه‌ زندانیست.

حسن سرداری فعال فرهنگی و پژوهشگر اهل کرمانشاه که‌ در تاريخ ۱۶ بهمن توسط نیروهای امنیتی در نقده بازداشت شده‌ بود،پس از مدتی به زندان ارومیه منتقل گردید.

گفتنی است که‌ ایشان دارای تحقیقاتی در زمینه های اسطوره شناسی ، فرهنگ و ادبیات کردی و همچنین آیین یارسان ( اهل حق ) می باشد. همچنین وی از اعضا فعال جبهه متحد کرد در کرمانشاه بود و مدتی در آن فعالیت  داشت اما بعدها از این جبهه جدا شد.

خالد احمدیان نیز که‌ با ایشان دستگیر شده‌ بود 20 روز پس از بازداشت با قرار وثیقه‌ 100 ملیون تومانی از زندان ارومیه‌ آزاد شد.

                                                                     سه‌ شنبه‌ 30 مهر 1387 برابر با 22 اکتبر 2008

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 4:38  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

زندان و مبارزه‌:گزارشات از زندان ارومیه‌ حاکیست پنج تن از زندانیان عقیدتی اهل حق زندان ارومیه‌، دو روز پس از دیگر بار و در اعتراض به‌ عدم برآوردن خواستهایشان دست به‌ اعتصاب غذا زده‌اند.

این زندانیان که‌ در جریان اعتصاب غذای 33 روزه‌ی پیشینشان به‌ شدت ضعیف و بیمار شده‌ بودند،اکنون مدت 10 روز است که‌ مجددا در اعتصاب به‌ سر میبرند و وضعیت جسمانیشان به‌ شدت وخیم گزارش شده‌ است.

بدین ترتیب این پنجمین باریست که‌ این زندانیان در اعتراض به‌ دستگیریشان به‌ اعتصاب غذا روی می آورند،آنان بارها از طریق اطلاعیه‌ و رنجنامه‌های خود از مدافعان حقوق بشر خواستار تحت فشار نهادن حاکمیت برای توجه‌ به‌ خواستهای مشروعشان شده‌اند.

اسامی این زندانیان به‌ قرار ذیل است:

1ـ سهند علی محمد ی ،51 ساله ،دارای 3 فرزتد، کارمنداخراج شده ی اداره ثبت واحوال میاندوآب

2ـ بخشعلی محمدی ، 49 ساله ،دارای 3 فرزند ،شغل کشاورز

3ـ عبادالله قاسم زاده ،35 ساله ،دارای 1 فرزند ،دیپلم ومحروم از تحصیل ـــ دانشگاه ـــ به دلیل پیروی از آیین اهل حق ،شغل مغازه دار وکشاورز

4ـ مهدی قاسم زاده ،27 ساله ، محروم از تحصیل و دانشگاه واستخدام به دلیل پیروی از آیین اهل حق ، ایشان هنگام دستگیری براثرگلوله نیروی انتظامی زخمی شده بودند

5ـ یونس آقایان، 25 ساله ،متاهل ، شغل راننده

غیر از سهند علی محمدی که‌ به‌ اعدام محکوم شده‌ است،چهار زندانی دیگر به‌ حبسهای طویل المدت مابین 15 تا 20 سال محکوم گردیده‌اند.

سه‌ شنبه‌ 30 مهر 1387 برابر با 22 اکتبر 2008

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 4:37  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 


 

دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

 نامه کبودوند به وجدان‌های عمومی

مورد تبعیض‌ام، چون کردم و مستقل

چندماه پیش در جریان اعلام محکومیت حبس من، یکی از وکلا در گفتگو با  صدای دویچه‌له آلمان گفته بود {نمی‌دانم چرا.... کبودوند این همه بدشانسی می‌آورد. او واقعا بی‌گناه است ولی نه در داخل کشور  و نه در روزنامه‌های داخلی هیچ‌گونه نامی از ایشان برده نمیشود... او مورد ظلم واقع شده...} از این وکیل محترم تشکر می‌کنم ولی خود ایشان که در برخی از روزنامه‌های نزدیک به اصلا‌ح‌طلبان حکومتی قلم زنی می‌کند، در جریان دادگاهی حاضر نشده و پس از آن دفاع ننمود و حتی در تهیه دفاعیه نیز هیچ‌گونه کمکی به ما نکرد. اما در مورد تحریم، بایکوت من به عنوان عضوی از جامعه سرکوب شده کرد و فردی مستقل، مواردی بر شرح ذیل قابل ذکر است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 0:29  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

 زندان و مبارزه‌:بر اساس گزارشات دریافتی از زندان سنندج،فعال سیاسی کرد "فردین مرادی"که‌ جهت پیگیری پرونده‌ دیگر خود در دادسرای انقلاب پیرانشهر از جانب مقامات زندان مرخصی دریافت داشته‌ بود،روز چهارشنبه‌ و با خاتمه‌ یافتن آن به‌ زندان بازگسته‌ است اما مسولین زندان سنندج در اقدامی عجیب به‌ این فعال مدنی اعلام داشته‌اند که‌ تا اطلاع ثانوی باید در قرنطینه‌ زندان بماند.

گفتنی ست این فعال سیاسی ۱۷ مهر ماه ۱۳۸۶ دستگیر و به‌ اتهام همکاری با یکی از احزاب سیاسی اپوزسیون کردستان ابتدا در دادگاه بدوی به‌ 2 سال حبس و تبعید به‌ زندان مراغه‌ محکوم و سپس با تشدید حکمش در مرحله‌ تجدید نظریک  سال دیگر نیز  به‌ مدت زمان حبسش افزوده‌ شد.

ایشان اخیرا و در دادسرای انقلاب پیرانشهر به‌ تحمل جزای نقدی به‌ مبلغ 650 هزار تومان محکوم گردیده‌اند.

                                                                              شنبه‌ 27 مهر 1387 برابر با 19 اکتبر 2008 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 1:21  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 


زندان و مبارزه‌:خانواده‌ یکی از فعالان سیاسی کرد به نام "یونس بادسار" مصرانه‌ از تمامی سازمان ها و مدافعان حقوق بشر خواسته‌اند که‌ مقامات امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی به‌ منظور ارایه‌ اطلاعاتی از محل زندان و وضعیت فرزندشان تحت فشار گزارده‌ شوند.

بر اساس گزارشات آقای بادسار در  11 بهمن 1386 در حوالی مریوان دستگیر و تاکنون از سرنوشت ایشان هیچگونه اطلاعی در دست نیست.
خانواده‌ این فعال سیاسی شماره‌ تماس  و پاره‌ای اطلاعات در اختیار سایت "زندان و مبارزه‌" قرار داده‌اند تا رسانه‌ها و سازمانهای حقوق بشر مستقیما از طریق خانواده‌  پیگیر سرنوشت ایشان باشند.لذا از تمامی انسان دوستان و مدافعان حقوق بشر میخواهیم از طریق ایمیل با ما تماس گرفته‌ تا اطلاعات و شماره‌ تماسهای مزبور در اختیار گزارده‌ شود.


                                                                          شنبه‌ 27 مهر 1387 برابر با 19 اکتبر 2008

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 1:3  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ پیگیری اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

اخیرا "انجمن دفاع از حقوق زندانیان" گزارش سالانه‌ای در ارتباط با وضعیت زندانهای جمهوری اسلامی منتشر ساخته‌ است،جمعی از زندانیان سیاسی زندان سنندج در واکنش به‌ مفاد این گزارش و به‌ منظور پیگیری خواسته‌های خود نامه‌ سرگشاده‌ای به‌ کمیته‌ ارسال و در آن ضمن تشریح دقیق شرایط به‌ شدت اسفناک زندان سنندج به‌ انتقاد از گزارش انجمن پرداخته‌اند.

این زندانیان در پایان نامه‌ خود خواستار دیدار سازمانهای حقوق بشر از این زندان شده‌ و اعلام داشته‌اند که‌ همچنین این سازمانها به‌ مقامات فشار آورند تا راه بر تحقیق در باره‌ شرایط ناگوار زندانها ی سراسر کشور گشوده‌ شود.

نامه‌ سرگشاده‌ی شماری از زندانیان سیاسی زندان سنندج

 خطاب به‌ سازمانهای مدافع حقوق بشر


گزارش ساليانه سازمان موسوم به  "انجمن دفاع از حقوق زندانيان" در مورد وضعيت زندان هاي كشور در سال 86 پس از 6 ماه تاخیر و در مهر ماه سال 87 منتشر شد. با علم به اينكه اين نوشتار قصد ندارد به نقد موشكافانه اين گزارش بپردازد اما معتقد است كه موارد ذكر شده زير به عنوان مشاهدات جمعي از زندانيان سياسي كه مدت طولاني اي در زندان سنندج به سر مي برند را از جمله مصاديق واقعي نحوه نگهداري زندانيان و آن هم در يكي از زندانهاي كشور مي داند و در صدد است تا به اينگونه ميزان تفاوت آمار و ارقام درج شده در گزارش مزبور را با اعمال فشارهايي كه در عينيت سياستهاي سازمان زندانها بر زندانيان اعمال مي شود، نشان دهد.
زندان سنندج به طور كلي از 11 بند تشكيل شده است، بند 2و3 معمولا محل نگهداري معتادين و مكاني است براي تنبيه كساني كه خلاف زندان داشته يا تمرد از دستور نمايند.اين بندها به نسبت وضعيت مناسبي دارد و به اصطلاح ،مجرمانی که‌ مرتکب جرایم سبك شده‌اند،در آن نگهداري مي شوند. بند 5 معمولا محل نگهداري جرم هاي سنگين و كساني است كه مرتكب قتل شده اند. زندانيان كم سن وسال در بند 6 كه معروف به بند جوانان است به سر مي برند. قرنطينه بند 7 و مختص به كساني است كه تازه وارد زندان مي شوند و بايد مدتي را در آنجا به سر برند كه وضعيتي به مراتب دهشناك دارد. بند 8 محل نگهداري نظامياني است كه مرتكب جرمي شده اند و به بند نظام معروف است. بند 9 محل نگهداري زندانيان زن و دو بند باقي مانده نيز يكي معروف به بند پاك يك است كه به ظاهر زندانياني را در بر مي گيرد كه وضعيت سالمي داشته و بند پاك 2 كه بيشتر اتهامشان سياسي است را شامل مي شود و به بند سياسي معروف است. هر چند كه بعضي از متهمين سياسي  در بند هاي ديگري كه ذكر شد نیز نگهداري مي شوند.
علاوه بر قسمت اداري چند دخمه ديگر هم در قسمتي از زندان وجود دارد كه معروف به انفرادي است. نبايد اينگونه تداعي شود كه شمارش اين بندها به معناي تفكيك و نگهداري زندانيان به نسبت جرم و بزه ارتكابي است. بندها معروف به عباراتي هستند كه ذكر شد اما محتواي آن تركيبي از مجرمين مختلفي است كه محل تردد آنها بجز بندهاي قرنطينه و پاك يك، مشترك و همزمان است. از مجموع اين بندها 4 بند آن به صورت سالن و مابقي از چندين اتاق تشكيل شده اند.
 به منظور عدم طولاني شدن متن تنها به‌ شرح وضعيت شكلي بند پاك 2  و بند 4  كه به صورت اتاقي و نسبت به ساير بندها و ضعيت مناسب تري دارد اشاره‌ میشود.
 بند پاك 2 سالن مانند و حدود تقريبي آن 7 متر عرض در 17 متر طول مي باشد. در انتهاي بند نمازخانه كه يك اتاق كوچك است و سرويس بهداشتي وجود دارد. با اينكه كل موجودي تخت هاي بند، 47 تخت است در حال حاضر 92 نفر در اين بند به سر مي برند كه مابقي به صورت كف خواب در كف سالن و نمازخوانه مشغول سپري كردن دوران كيفري خود مي باشند. از مجموع 92 زنداني موجود در بند پاك دو،56 تن سياسي و مابقي مجرمانی  از قبيل قتل، دزدي و چك مي باشند. براي كل 92 نفر زنداني موجود در اين بند يك دوش حمام، 3 دستشويي و 2 شير آب براي شستن ظروف و البسه وجود دارد. براي مجموع 92 نفر زنداني اين بند يك گوشي تلفن در نظر گرفته شده كه هر نفر در روز تنها 4 دقيقه فرصت مكالمه فقط با شماره هايي دارد كه توسط شخص معيني گرفته مي شود  و در دفتر مخصوصي ثبت و بايگاني مي گردد. براي كل 92 نفر زنداني اين بند يك هواخوري به ابعاد 6×17 متر وجود دارد. نبايد كتمان كرد كه وضعيت مورد اشاره بند پاك 2 بهتر از ساير بندهاي زندان است و چه بسا زندانياني وجود دارند كه به خاطر انتقالشان به اين بند حاضر به چاپلوسي در برابر زندانبانان هستند و حتي پيشنهاد وقيحانه زندان بانان مبني بر كنترل رفتار زندانيان سياسي در قبال انتقال آنها به بند سياسي ها را مي پذيرند. بند 4 نيز از 6 اتاق حدودا 4×3 و يك نمازخانه در انتهاي بند تشكيل شده است و در هر اتاق 9 تخت وجود دارد كه يكي از تختها به محلي براي نگهداري ظروف و وسائل عمومي اختصاص يافته و در واقع 8 تخت آن قابل استفاده است، در نمازخانه نيز حدود 20 تخت تعبيه شده است كه در مجموع 68 تخت وجود دارد .
هر چند كه ظرفيت قانوني بند 4 بر اساس تختهاي هر اتاق 48 نفر است اما در حال حاضر 125 نفر در اين بند نگه داري مي شوند، به صورت تقريبي در هر اتاق  8 نفر روي تخت 5 نفر كف اتاق و 2 تا 3 نفر نیز داخل كريدور و نماز خانه مي خوابند . جرم اين افراد از مواردی همچون قتل و سرقت و تجاوز به عنف تا مهريه و چك و تصادف و سياسي را شامل  مي شود . كل 125 زنداني موجود در بند 4 از يك دوش حمام،3 دستشويي و 3 شير آب براي شستن ظرف و لباس استفاده مي كنند . به‌جز شير حمام كه سرد و گرم است شيرهاي آب موجود در دستشويي و روشويي فقط آب سرد دارد كه در فصل سرماي سنندج معمولاً زندانيان شستن لباس و صورت را با انتظاري چند روزه تا هنگام نوبت حمامشان به تاخير مي اندازند . براي كل زندانيان اين بند نيز يك گوشي تلفن وجود دارد كه مثل ساير  بند ها تنها فرصتی 4 دقيقه اي در روز به هر نفر جهت تماس با خانواده و آشنايان داده مي شود. اسفناكتر از كل اين موارد هوا خوري اين بند است. بند 4 و5 مشتركاً داراي يك هوا خوري مي باشد،با لحاظ كردن جمعيت حدود صد نفري زندانيا ن بند 5 به اين نتيجه مي رسيم كه حدود 225 نفر زنداني از يك هوا خوري استفاده مي كنند . مطمئناً به سختي باور خواهيد كرد اگر بخوانيد كه كل فضاي هوا خوري مشترك بند هاي 4 و 5 حدود 6 *20 متر است . ديدني تر اينكه از جمعيت 225 نفري كه در هنگام آمارگیری اجباراً به هوا خوري فرستاده مي شوند ،حدود 150 نفر سيگار به دست و به هنگام خواندن اسمشان در هنگام آمار از سر و كول همديگر بالا مي روند.
 به‌جز بند نظام كه تازه ساخت است،وضعيت نگه داري ساير زندانيان در ساير بند ها به مراتب بدتر از اين دو بند است . هر چند كه چند دوش ديگر نیز در حمام عمومي زندان وجود دارد اما به علت استفاده عمومي زندانيان و ترس از انتقال بيماري معمولاً كمتر ازآن استفاده مي شود .
كليه بند ها و قسمتهاي مختلف زندان مجهز به  دوربين هاي مدار بسته و بعضي بند ها از نعمت وجود دوربين هايي با قدرت زوم بالا و شنود برخوردار است. وضعيت غذا بسيار تاسف بار و از لحاظ كمي و كيفي مطلقاً جوابگوي نيازهاي غذايي زندانيان نيست و فاقد ارزش غذايي است. دستيابي زندانيان به مواد مخدر و قرص هاي روان گردان در داخل زندان به حدي آسان است كه بعضي از زندانياني كه سالم وارد زندان شده اند به زعم خود و براي رهايي از تحمل فشار حبس به استفاده از اين مواد روي مي آورند، اين افراد جداي از تعداد فراوان مجرميني هستند كه آلوده به اين مواد وارد زندان مي شوند . عدم تفكيك جرائم و نگه داري فله اي و مخلوط زندانيان خطرات جدي و جبران ناپذير روحي و جسمي را متوجه آنان نموده است ، حتي در بعضي موارد تهديد امنيت جاني زندانيان از جانب مجرمين خطرناك ، قاتلين و اوباش در حد ضرب و شتم هاي منجر به‌ بي هوشي نیز مشاهده شده است.
برنامه‌ی صدور اجازه‌ی مرخصي به زندانيان نامرتب و فاقد هیچگونه‌ اصول خاصي است. در اين ميان مرخصي به زندانيان سياسي،حق آنها در استفاده از مواد قانوني همچون ماده 38 (عفو مشروط)، استفاده از حق قانوني تفكيك جرم و محل نگه داري مناسب ، انتقال بي مورد زندانيان سياسي از زندان عمومي به انفرادي هاي اطلاعات ، استفاده بيشتر از ملاقات حضوري با خانواده،استفاده دلخواه و مناسبتر از تلفن،نشريات و وسايل صوتي ناديده گرفته مي شود.
 وضعيت قضايي پرونده زندانيان و مخصوصاً متهمين سياسي حكايت از ناعدالتيهايي دارد كه خود داستان مفصل ديگري است. با اين حال سومين گزارش سازمان انجمن دفاع از حقوق زندانيان ، در حالي بعد از گذشت شش ماه از سال منتشر مي شود كه تنها مصداق زنداني در آن آقاي عمادالدين باقي و تنها زندان مورد اشاره اين گزارش جهت استناد به وضعيت و فضاي نگه داري زندانيان ، زندان اوين مي باشد. فارغ از احترامي كه به حقوق شهروندي هر شخص زنداني در هر زندان كشور قائليم بر اين باوريم كه تلاش براي ارائه گزارش از سوي نهادي كه براي خود مرجعيت قائل است، بايد در حد گستردگي 270 زندان عمومي كشور ، هزاران زندان نهادهاي امنيتي و ضابطان قضايي و 150 هزار زنداني سراسر ايران باشد. همگي نيز بر اين امر واقفيم كه زندان اوين به علت قرار داشتن در مركز كشور و احتمال بازرسي هاي ناظران و خبرنگاران داخلي و خارجي بصورت دكوري درآمده و مجرمين خاصي در آنجا نگه داري مي شوند فلذا نمي تواند معيار و مقياسي مناسبي براي بقيه زندانهاي كشور باشد.
 آن بخش از گزارش كه معتقد است براي هر زنداني در ايران 5 متر مربع فضا در نظر گرفته شده و از اين گله دارد كه با استاندارد جهاني 10 متر مربع براي هر نفر فاصله دارد حكايت از اين دارد كه داده اي موجود اين انجمن از وضعيت زندانهاي كشور فقط مربوط به زندان اوين و منحصراً بند 350 يعني محل نگه داري آقاي عمادالدين باقي بعنوان رئيس پيشين اين سازمان است. با نهايت احترام به مقاومت و پايمردي آقاي باقي لازم به ذكر مي دانيم كه پرس و جو و تحقيقات ما جهت روشن تر نمودن ناديده گرفتن رنج و محنت ساير زندانيان در اين گزارش حاكي از آن است كه بند 350 از 6 اتاق به ابعادي در حدود 8*6 تشكيل شده است كه در هر اتاق معمولاٌ بين 3 تا 6 نفر نگه داري مي شوند داراي 2 دوش حمام 3 دستشويي و هوا خوري است. با احتساب كل اين فضا حدوداً همان عدد 5 متر مربع براي هر نفر كه در گزارش ذكر شده است به دست مي آيد . گفته صريح خانم غيرت به عنوان رئيس انجمن مزبور مبني بر اينكه بيشتر آمار و هشدارهاي ارائه شده در گزارش مربوط به گفته ها و محاسبه هاي مقامات قضايي و سايت سازمان زندانهاست دليلي بر فقر اطلاعاتي انجمن از وضعيت زندانهاي كشور ، برخورد سليقه اي با گزارشات ارسال شده و نشان از انفعال و ترس اعضای هيئت مديره از پيگيري و انعكاس واقعيتهاي موجود در زندانهاي كشور است.
مکررا با آقاي صالح نيكبخت سخنگوي اين انجمن که‌ وكالت چندين نفر از زندانيان سياسي در زندان سنندج را بر عهده دارد در مورد وضعيت نگه داري زندانيان  اين زندان  گفت وگو شده و دليل عدم انعكاس این گفت و گوها در گزارشات اين نهاد نشان غير اصيل و گزينشي بودن گزارشات مزبور در مورد وضعيت زندانهاي كشور است.
 ناديده گرفتن رنج و محنت ساير زندانيان به قيمت مطرح كردن شخص يا سازمان خاصي را به همان ميزان ناموجه مي دانيم كه تعقيب قضايي آمران و عاملان جفاي به زندانيان در زندانهاي كشور و مخصوصاً زندان سنندج را موجه ارزيابي مي كنيم.
شرف مبارزاتي و اميد به برملا شدن عيني اين موارد ضد بشري را گواه صداقت آنچه خوانديد مي دانيم و  از نهاد هاي حقوق بشري داخلي و خارجي كه جرأت انعكاس واقعيتهاي موجود در زندانهاي كشور را دارند، عاجلانه دعوت مي نماييم كه بر مقامات قضايي و سياسي ايران فشار آورند تا مقدمات بازرسي از كليه زندانهاي كشور،علي الخصوص زندانهاي نهادهاي امنيتي را براي آنان و خبرنگاران فراهم نمايند.

جمعي از زندانيان سياسي زندان سنندج 

چهارشنبه‌ 24 مهر 1387
 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 0:29  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

زندان و مبارزه‌: در پی بازداشت نگین شیخ الاسلامی،روزنامه‌ نگار و فعال حقوق بشر از سوی نیروهای امنیتی در تهران ، سازمان عفو بین الملل بیانیه‌ای صادر کرد.

  در بخشی از این بیانیه ‌آمده ‌است، نگین شیخ الاسلامی، فعال حقوق بشر کرد در ایران در منزل شخصی خود واقع در تهران توسط نیروهای امنیتی در تاریخ 4 اکتبر بازداشت شده است. هر چند در ابتدا از محل نگهداری او خبری در دست نبود، ولی  نهم اکتبر به‌ بستگان وی اطلاع داده‌ شد که ‌نگین در بند 209 زندان اوین  که‌ توسط  وزارت ‌اطلاعات اداره ‌می شود،به‌ سر میبرد.

 نگین شیخ الاسلامی موسس انجمن زنان آذرمهر کردستان  می باشد. او همچنین با سازمان حقوق بشر کردستان که ‌منعکس کننده ‌نقض حقوق بشر در کردستان است، همکاری داشته‌ است.

  سازمان عفو بین الملل در بیانیه ی خود اضافه‌ میکند که‌ این فعال زن یک ماه ‌پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته ‌بود و همچنان در دوران نقاهت بسر می برد، همچنین او از مشکل تنفسی رنج برده ‌و نیاز به‌ مراقبت پزشکی دارد.

او پیشتر نیز در فوریه 2001 ‌در پی تجمع مجوز داری مقابل مقر سازمان ملل در تهران  دستگیر شده‌ و پس از تحمل دو ماه ‌بازداشت آزاد شده ‌بود. وی  همچنین بار دیگر در ژانویه 2002 ‌دستگیر شده ‌و بعد از تحمل سه ‌ماه حبس، ‌آزاد شده ‌بود.

  بیانیه سازمان عفو بین الملل یادآور می شود که ‌چندین مدافع حقوق بشر دیگر کرد نیز در حال حاضر در زندانهای ایران بسر می برند. که از میان آنها می توان به محمد صدیق کبودوند، زینب بایزیدی، روناک صفازاده‌ و هانا عبدی اشاره‌ کرد.

بیانیه سازمان عفو بین الملل در پایان می افزاید: فعالان حقوق بشر کردستان که ‌شامل فعالان مدنی و روزنامه‌نگاران نیز می باشد، پیوسته‌ در خطر بی عدالتی و شکنجه‌ بسر می برند.

متن اصلی بیانیه‌ عفو بین الملل را اینجا بخوانید

                                                                              پنج شنبه‌ ۲۵ مهر برابر با ۱۷ اکتبر ۲۰۰۸

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:38  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

 

 زندان و مبارزه‌: "کاوه طهماسبی" زندانی سیاسی کرد که طی روزهای گذشته از طرف حفاظت اطلاعات زندان مرکزی سنندج ، به سلول های انفرادی منتقل گردیده بود؛کیفر خواست جدیدی از طرف دادستانی سنندج به دادیاری شعبه 4 دادگاه انقلاب این شهر دریافت داشته‌ است.

نامبرده مجددا در ارتباط با موارد اتهامی پیشین خود، در انتظار دادگاهی و صدور حکم جدید می باشد.لازم به ذکر است که این سومین باری است که برای ایشان پرونده سازی میشود.

شایان ذکر است که‌ طی چند ماه گذشته فعال مدنی دیگری به نام ساسان بابایی نیز از طرف حفاظت اطلاعات زندان مرکزی سنندج  به سلول انفرادی  اداره اطلاعات منتقل گردیده  وپس از آن موارد اتهامی جدیدی به‌ وی نسبت داده‌ شد.

ساسان بابایی و کاوه طهماسبی هم اینک در زندان مرکزی سنندج به سر می برند.

                                                                              پنج شنبه‌ ۲۵ مهر برابر با ۱۷ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 2:31  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

زندان و مبارزه‌:گزارشات از مهاباد حاکیست که‌ دست کم چهار تن از جوانان این شهر که‌ به‌ دنبال اعتصاب گسترده‌ کسبه‌ و بازاریان در22 تیر ماه و مصادف با سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو دبیر کل پیشین حزب دمکرات کردستان،دستگیر گردیده‌ بودند همچنان در بازداشت نیروهای امنیتی به‌ سر میبرند.

"محمد صوفی بیرام" جوان 22 ساله‌ای که‌ روز بعد از این اعتصاب دستگیر شده‌ است طی روزهای گذشته‌ به‌ اداره‌ اطلاعات آذربایجان غربی واقع در ارومیه‌ منتقل و تا کنون از سرنوشت وی هیچ اطلاعی در دست نیست.

                                                                                    پنج شنبه‌ ۲۵ مهر برابر با ۱۷ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 1:59  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

بیانیه‌ شماره‌ 17

با آغاز اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد تکاپوی بزرگی در میان فعالان مدنی و حقوق بشر کردستان به‌ منظور پشتیبانی از اعتصاب کنندگان و رساندن خواستهای مشروع آنان به‌ رسانه‌ها و نهادهای حامی حقوق بشر آغاز شد،تلاش فعالان در چارچوب تاسیس کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد به‌ نتیجه‌ رسیده‌ و بنا بر اجماع طیف بسیار وسیعی از فعالان،نهادها و سازمانهای فعال در کردستان تصمیم گرفته‌ شد تا کمیته‌ مزبور مسولیت  حمایت و اطلاع رسانی در ارتباط با موضوع اعتصاب غذا را به‌ عهده‌ بگیرد.

کمیته‌ با تلاش پیگیر خود و اعتمادی که‌ از جانب تمامی طیفهای زندانیان اعتصاب کننده‌ به‌ خود جلب کرد موفق شد تا آخرین روز اعتصاب به‌ بهترین وجه ممکن به‌ هماهنگ ساختن حمایت ها از اعتصاب کنندگان و اطلاع رسانی در مورد این رویداد تاریخی بپردازد.

پس از پایان گرفتن پیروزمندانه‌ ی  اعتصاب غذا و با این امید که‌ حاکمیت با نظرگاهی مثبت به‌ خواست های 6 گانه‌ اعتصاب کنندگان مینگرد،اجماع عمومی فعالان بر انحلال کمیته‌ و محول ساختن اطلاع رسانی رویدادها و واکنشهای جامعه‌ مدنی،زندانیان و حاکمیت به‌ دیگر نهادهای مدافع حقوق بشر بود،اما طی روزهای گذشته‌ و با انتشار اخبار بسیار نگران کننده‌ای از رفتار خشونت آمیز حاکمیت با اعتصاب کنندگان و بیم از گسترش این رفتار سرکوب گرانه‌ به‌ تمامی زندانیان اعتصاب کننده‌،کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذا ی زندانیان سیاسی و مدنی کرد انحلال خود را به‌ تعویق می اندازد و تحت عنوان کمیته‌ پیگیری اعتصاب غذای سراسری زندانیان سیاسی و مدنی کرد تا اطلاع ثانوی همچنان به‌ اطلاع رسانی و حمایت پیگیر از زندانیان اعتصاب کننده و خواستهای آنان خواهد پرداخت.

امیدواریم اصحاب رسانه‌ها و نهادهای حامی حقوق بشر نیز هـچنان مساله‌ پیگیری وضعیت و خواستهای زندانیان کرد را در کانون توجهات خود قرار داده‌ و بتوانیم جهت افشاگری رفتار سرکوب گرانه‌ حاکمیت نسبت به‌ تشدید سرکوب زندانیان کرد گامی رو به‌ پیش برداریم.

                                                                            چهارشنبه‌ ۲۴ مهر برابر با ۱۶ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 17:33  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ پیگیری اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

بنا بر گزارشات از زندان اوین دو دانشجوی کرد زندانی دیروز به‌ سلولهای انفرادی بند 209 منتقل شده‌ اند،این دو دانشجو که‌ از اولین روزهای اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد به‌ آن پیوستند در تمام طول مدت اعتصاب تحت فشار مسولین بند بوده‌ و چندین بار نیز به‌ بهداری زندان انتقال یافتند.

این در حالیست که‌ در گزارشات پیشین بحرانی بودن وضعیت جسمانی صباح نصری و هدایت غزالی بارها یادآور شده‌ است اما به‌ جای انتقال آنان به‌ مراکز درمانی،صبح امروز به‌ سلولهای انفرادی بند 209 انتقال یافته‌اند.

با انتقال این دو دانشجو به‌ سلولهای انفرادی،به‌ نظر میرسد دستگاههای امنیتی در تدارک انتقام گیری از زندانیانی باشند که‌ در اعتصاب غذا شرکت جسته‌ بودند.

کمیته‌ پیگیری اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد با ابراز نگرانی از رفتار نابخردانه‌ و غیر قانونی مقامات قضایی و ادامه‌ بد رفتاری با زندانیان اعتصاب کننده‌،نهادهای حقوق بشری را نیز به‌ شکستن سکوت در قبال این رفتارهای ددمنشانه‌ فرا می خواند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 17:32  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

 

زندان و مبارزه‌:یک دانشجوی دختر 20 ساله‌ به‌ نام"نوشین.ب" اهل شهرستان بوکان که‌ در دانشگاه پیام نور مهاباد و در رشته‌ شیمی مشغول به‌ تحصیل بود به‌ دلایل نامشخصی دست به‌ خود کشی زده‌ و جان باخته‌ است.

دیروز شنبه‌ هنگامیکه‌ یکی از دوستان نوشین به‌ محل اقامت وی می رود متوجه میشود که‌ نامبرده درب و پنجره‌های اتاق خود را بسته‌ و شیر گاز را باز گذاشته‌ است و با پیکر بی جان وی مواجه می شود.

                                                                                چهارشنبه‌ ۲۴ مهر برابر با ۱۶ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 17:31  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

 

زندان و مبارزه‌:خانواده‌ نگین شیخ الاسلامی که‌ در تاریخ 14 مهر ماه و در منزل خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌ بود از سرنوشت ایشان کاملا بی خبرند.

طی آخرین اطلاعی که‌ خانواده‌ توانسته‌اند از ایشان دریافت دارند،خانم شیخ الاسلامی در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین به‌ سر برده‌ و تحت بازجویی است.

نگین شیخ الاسلامی کمتر از یک ماه قبل از ناحیه‌ رگهای قلب مورد عمل جراحی سختی قرار گرفته‌ و در دوران نقاهت به‌ سر میبردند،ایشان دچار تنگی نفس هستند و نیازمند مراقبتهای تخصصی پزشکی بوده‌ و حتی قبل از بازداشت نیز در وضعیت بسیار نامناسب جسمانی به‌ سر میبردند.

                                                                          چهارشنبه‌ ۲۴ مهر برابر با ۱۶ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 17:31  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ پیگیری اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

محدودیت های وضع شده‌ از سوی دادستان سنندج بر روناک صفا زاده‌ و هانا عبدی همچنان ادامه‌ دارد،این دو فعال زن  که به همراه فاطمه گفتاری به اعتصاب غذا دست زده بودند، پس از اعلام آن ممنوع الملاقات شده‌  و در حالی که‌ 6 روز پیش به‌ اعتصاب خود خاتمه‌ داده‌اند، مجموعا 16 روز است که با خانواده‌ و وکیل خودهیچ گونه تماس تلفنی نیز نداشته اند. همچنین این دو کماکان از ملاقات با وکیلشان منع شده اند و ادامه‌ این وضعیت موجبات نگرانی خانواده های آنان را فراهم آورده‌ است.

همچنین بنا بر گزارش خانواده‌ ،دادستان سنندج  روناک و هانا را تهدید کرده که به شهرهای دیگری تبعید خواهند شد.

گفتنی است که بعد از اعلام اعتصاب غذا ،فاطمه گفتاری  به زندان بیجار تبعید گردیده است.

حکم هانا عبدی هفته گذشته و در دادگاه تجدید نظر،از 5 سال به یک و نیم سال کاهش یافته‌ و حکم جانبی روناک صفا زاده‌ نیز به‌ ایشان ابلاغ گردید، وی در دادگاه جزای بیرانشهر به 9 ماه زندان و به دلیل استفاده از ماهواره به 200 هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.

                                                                          چهارشنبه‌ ۲۴ مهر برابر با ۱۶ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 17:31  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

 

گزارشگران کمیته‌ از سنندج خبر دادند که‌ انور ساعد موچشی دانشجو،روزنامه‌نگار و فعال مدنی روز چهارشنبه‌ گذشته‌ با قید وثیقه‌ سی ملیون تومانی آزاد شده‌ است.نامبرده‌ از سوی دادگاه انقلاب سنندج متهم به‌ "اقدام بر علیه‌ امنیت ملی" شده‌ است،اما تاکنون حکم دادگاه به‌ ایشان ابلاغ نگردیده‌ است.

انور ساعد موچشی "29 ساله‌ ،دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حقوق بین الملل دانشگاه‌ شهید بهشتی تهران همراه‌ با "یعقوب ساعد موچشی "که‌ روز پنج شنبه‌‌ 14.6.1378 در منزل مسکونی خود در شهرسنندج توسط نیرهای اطلاعات دستگتیر شدند،پس از دستگیری به‌ اطلاعات مرکزی سنندج انتقال داده‌ شده‌ بودند. این در حالی بود که‌ انور  میزبان دکتر فرهاد پیربال از شعرا و نویسندگان کردستان بود و شب قبل از دستگیری از طریق تماس تلفنی تهدیدش کرده‌ بودند که خط قرمز را گذرانیده‌ است .

 وی عضو هیئت تحریریه‌ هفته‌نامه‌ توقیف شده‌” کرفتو” بود انور همچنین از اعضای انجمن راه‌ سبز و دفاع از محیط زیست سنندج است.

                                                                  یکشنبه‌ 22 مهر 1387 برابر با 13 اکتبر 2008

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 14:15  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

 گزارشات رسیده‌ از زندان اوین از وضعیت بسیار نگران کننده‌ فعال دانشجویی کرد هدایت غزالی حکایت دارد.ایشان که‌ همگام با دیگر زندانیان سیاسی و مدنی کرد در زندانهای مختلف از چهارم شهریور تا هیجدهم مهر ماه 1387 در اعتصاب غذا به‌ سر برده‌اند از آغاز اعتصاب ، در روزهای سوم ،شانزدهم و هیجدهم مهر و مجموعا سه‌ مرتبه‌ به‌ بهداری زندان اوین برده‌ شده‌ و مورد مداوای سرپایی قرار گرفته‌ است .

اما سه‌ روز پس از پایان اعتصاب غذا وضعیت جسمانی این فعال دانشجویی بسیار وخیم و نگران کننده‌ وصف می شود،بنا به‌ گفته‌ دوستان هدایت،ایشان حتی با پایان گرفتن اعتصاب نمیتواند چیزی بخورد ، دچار بی هوشی های  پی در پی شده‌ ،بی حسی بدن او گسترش یافته‌ و دچار زردی پوست شده‌ است تا جایی که‌ هر لحظه‌ امکان دارد به‌ حال اغما فرو رود.

با این حال مسولان زندان اوین از انتقال وی به‌ مراکز درمانی خارج از زندان امتناع کرده‌ و عنوان میدارند که‌ مسولیت پیش آمدن این وضعیت با خود ایشان است!!

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد با ابراز نگرانی عمیق خود از  به‌ وخامت گراییدن روز افزون وضعیت جسمانی این فعال دانشجویی حاکمیت جمهوری اسلامی را در قبال حفظ جان وی مسوول دانسته‌ و تمام فعالان و نهادهای حقوق بشری را به‌ حمایت  جدی از ایشان فرا میخواند.

 

                                                                                 یکشنبه‌ 21 مهر 1387 برابر با 12 اکتبر 2008

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 15:30  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

 

 پس از 45 روز مقاومت

 

پایان موقت اعتصاب غذای سراسری

 

 پس از گذشت 45 روز از اعتصاب غذای سراسری زندانیان سیاسی و مدنی کرد در زندانهای مختلف،سر انجام این زندانیان دیروز با صدور بیاننامه‌ای تحت عنوان"محکوم به‌ پیروزی هستیم" که‌‌ به‌ منظور انتشار عمومی در اختیار کمیته‌ گذارده‌اند،از تصمیم خود مبنی بر "توقف موقت اعتصاب غذا"خبر داده‌ و اعلام داشتند که‌ با دست یافتن به‌ پاره‌ای از مقاصدشان و درخواست بسیاری از شخصیتها و فعالان و سازمانهای حقوق بشری و سیاسی مبنی بر به‌ خطر نیفتادن جان اعتصاب کنندگان، مطالبات خود را از طرق مدنی دیگری پیگیری خواهند کرد.

زندانیان یادآور شدند که‌ طی این 45 روز حداقل 100 تن از زندانیان سیاسی و مدنی با افکار و گرایشات گوناگون در اعتصاب غذا شرکت جسته‌ و پیروزی تاریخی بزرگی در روند مبارزات مسالمت آمیز رقم زده‌اند و  با بیان مجدد اهداف شان از آغاز اعتصاب غذا،هشدار داده‌ اند که‌ در صورت تداوم فضای کنونی و اصرار حاکمیت بر سرکوب و تنگ کردن عرصه‌ بر  فعالیتهای مدنی و مسالمت آمیز سیاسی،بر آورده‌ نساختن خواست های اعتصاب کنندگان و یا ایجاد فشار بر زندانیان شرکت کننده‌ در اعتصاب "مجددا با اراده‌ای پولادین و در ابعادی بسیار گسترده‌تر" به‌ اعتصاب غذای نامحدود دیگری دست خواهند زد.

همچنین اعتصاب کنندگان با ابراز نگرانی از روند به‌ شدت نگران کننده‌ صدور و اجرای احکام اعدام کودکان زیر 18 سال و فعالان سیاسی و مدنی، تداوم بازداشت فعالان حقوق بشر ،زنان و دانشجویان اعلام داشته‌ اند که‌ تمام این موارد " وضعیت فاجعه‌ باری پیش آورده‌ است که‌ در صورت تداوم، شرایط به‌ گونه‌ ای انفجار آمیز رقم خواهد خورد و دیگر نمیتوان پایانی برای آن متصور شد.

در پایان زندانیان اعتصاب کننده‌ از تمام کسانی که‌ به‌ هر نحو و طی این 45 روز پشتیبان و حامی آنان بوده‌ و خواهند بود،تشکر به‌ عمل آورده‌ و خطاب به‌ "ملت" و "همرزمان" خود، ایمان عمیق به‌ مبارزه‌ و اتحاد صفوف شان را یادآور میشوند.

متن بیانیه‌ از قرار ذیل است:

 

محکوم به پیروزی هستیم

 

با این ایمان،  اعتصاب غذایمان را شروع کردیم.با باوری عمیق به اهداف وآرمان هایمان،این شیوه مبارزه را برگزیدیم تا به آنان که حقوق انسانی مان را سلب نموده اند،انسان بودن مان و انسان بودنشان را یاد آوریم.مومنانه در این راه قدم نهادیم تا استواری عقیده،استحکام اراده و ایمان به تداوم مبارزه را ثابت نماییم.آزار جسم را بر خود هموار نمودیم تا نشان دهیم آزارهای جسمی،شکنجه ها و تعذیب های بدنی خللی در اراده‌ی ما وارد نساخته است.چهل و پنج روز را در ارومیه،تهران،سنندج،سقز و مهاباد،مریوان و ماکو، روحی یکسان شدیم تا بر یگانگی خود تاکیدی دوباره کنیم.چهل و پنج روز فریادی شدیم تا بانگ بلند حق خواهی امان را به گوش قدرت مداران برسانیم.

امید به تداوم مبارزه،گذشت این چهل و پنج روز را بر ما بسی سهل نمود،اگر سختی بود؛ وضعیت یاران دربند مان بود،یارانی که به بندهای انفرادی انتقال یافتند  یا مورد ضرب و شتم و توهین قرار گرفتند.

امید به دستیابی به حقوق انسانی ،گذشت این روزها را بر ما بسی سهل نمود،اگر سختی بود؛ سکوت قدرت مداران در مقابل فریاد حق خواهی مان بود.

باور به حقانیت آرمان ها و راهمان ،گذشت این چهل و پنج روز را بر ما سهل نمود،اگر سختی بود؛ سکوت برخی مدعیان حق در مقابل حق خواهی مان بود.

این چهل و پنج روز دلگرم بودیم،چون صدایی گرم از دور گرمابخش مبارزه امان بود،چون پشتیبانی بسی از بزرگان،دلسوزان و عزیزان امیدبخش ما بود و دلگرم بودیم چون فریاد ما در زندان با فریادهای گرم بیرون از زندان هم نوا شده بود.

 طی این چهل و پنج روز هم آوای اتحادی بزرگ بودیم ، حداقل 100 تن از یاران و همرزمان مان با افکار و گرایشات گوناگون در اعتصاب غذا شرکت جسته‌ و پیروزی تاریخی بزرگی در روند مبارزات مسالمت آمیز رقم زده شد که‌ بیگمان هم اکنون و در آینده‌ شاهد نتایج آن بوده‌ و خواهیم بود.

 و اکنون در آستانه چهل و پنجمین روز غذا ؛

اعلام می کنیم بنا بر خواست شخصیت ها و رهبران ملی که نسبت به وضعیت ما ابراز نگرانی کرده و عنوان نموده اند که زندانیان سلامت جسمی خود را به خطر نیندازند،و همچنین بنا به اجماع بسیاری از بزرگان، فعالان مدنی، حقوق بشر،فعالان زن و همچنین سازمان ها و نهادهای حقوق بشری موقتا پایان اعتصاب غذای خود را اعلام  کرده و اعلام می کنیم که ما توانستیم به پاره‌ای از مقاصدمان دست یابیم ،ما توانستیم با یگانگی خود و پشتیبانی بسیاری از بزرگان ،شخصیت ها ، سازمان ها و نهادها، صدای خویش را به افکار عمومی  در ایران و جهان برسانیم.

ما اعلام می داریم که همچنان بر خواسته های شش گانه خود مبنی بر؛

1 - اعتراف حاکمیت به هویت سیاسی ومدنی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی و در پیش گرفتن رفتاری شرافتمندانه با آنان .
2 - تجدید نظر در اعدام دسته جمعی زندانیان وتوقف فوری اجرای احکام اعدام کلیه زندانیان سیاسی و مدنی

3- پایان دادن به شکنجه ،آزار ورفتارهای غیر انسانی و ناشایست نسبت به کلیه زندانیان
4 - پایان دادن به‌ تبعیضات ملی مذهبی و جنسیتی میان زندانیان سیاسی و مدنی وهم چنین تبعید آنان و بهبودی شرایط زندان

5-  تحت نظارت قرار گرفتن زندان های سر اسر ایران بدون هیچ گونه محدودیتی تحت نظارت سازمانهای حقوق بشری داخلی و جهانی

6-  اصلاحات اساسی در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جهت تحقق مبانی مسلم حقوق بشر و رعایت اصل انصاف، مورد اصلاحات اساسی قرار گیرد                                    

 

با اصرار هر چه‌ تمامتر تاکید می کنیم و در آینده نیز به شیوه های مختلف مبارزه‌ ی مدنی پیگیر خواسته ها و مطالبات خود خواهیم بود در این مسیر خواستار پشتیبانی گسترده‌ی مردم و نهادها و سازمانهای مدافع حقوق بشر هستیم  و به حاکمان هشدار  می دهیم؛ در صورت تداوم سیاست ها ی قبلی اشان و وعدم برآورده ساختن خواسته های مان ،

فشار ،شکنجه‌ و ادامه‌ تبعیض بر همرزمان اعتصاب کننده‌ امان،

تداوم وضعیت وخیم حقوق بشر در بعد سراسری و بویژه‌ در کردستان،

بازداشت فعالان سیاسی و مدنی و حقوق بشر و زنان،

تداوم صدور احکام اعدام و یا عدم توقف اجرای حکم اعدام فعالان سیاسی و مدنی و کودکان زیر 18 سال،

 وضعیت فاجعه‌ باری پیش آورده‌ است که‌ در صورت تداوم شرایط به‌ گونه‌ ای انفجار آمیز رقم خواهد خورد و دیگر نمیتوان پایانی برای آن متصور شد.

همچنین اعلام میداریم که‌ در صورت تداوم وضعیت کنونی و عدم اصلاح رفتار حاکمان ، ما نیز به‌ نوبه‌ خود،مجددا و با ارداه‌ای پولادین و در ابعادی بسیار گسترده‌تر، اعلام اعتصاب  کرده و در این راه از جان خویش نیز مایه می گذاریم و تا به‌ آخر ادامه‌ خواهیم داد.

ما خود را سپاسگذار شخصیت ها و بزرگانی می دانیم که در این مدت و به‌ هر نحو به حمایت از ما پرداختند و همچنین  از سازمان ها و نهادهای حقوق بشری،رسانه‌ها و به‌ ویژه‌ اعضای کمیته‌ای که‌ در طول 45 روز مبارزه‌ ما همواره‌ امانت دار اعتمادمان بودند ،تشکر می نماییم، همچنین اعلام میکنیم که‌ خلایی که‌ هم اکنون  به‌ ویژه‌ در کردستان از لحاظ فقدان سازمان و نهادهای پیگیر حقوق بشری احساس میشود،باید با نگرشی معاصر به‌ مقوله‌ حقوق اساسی و بنیادین انسانها،فورا جبران گردد.

در پایان  مجددا خطاب به‌ ملت خود و همرزمان مان ایمان عمیق خود به‌ مبارزه‌ و اتحاد هر چه‌ گسترده‌تر صفوفمان را فارغ از هر گونه‌ نگرش فکری و سیاسی یادآور شده‌ و مصرانه‌ اعلام می داریم که‌ محکوم به پیروزی هستیم!

زندانیان سیاسی و مدنی کرد

پنجشنبه‌  ۱۸ مهر ۱۳۸۷ برابر با ۸ اکتبر ۲۰۰۸

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 16:14  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

كاوه طهماسبي فعال مدنی و كوهنورد سنندجي در روز 14 مهرماه 87 از سوی حفاظت اطلاعات زندان مركزي سنندج به مكان نامعلومي منتقل گرديده‌ و تاکنون از سرنوشت ایشان هيچ خبري در دست نیست.

 شايان ذكر است که‌ نامبرده‌ در مرداد ماه 86 به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به تحمل یک سال حبس محكوم گرديد و در شهريورماه 87 نيز توسط دادگاه جزايي پيرانشهر به اتهام خروج از مرز به‌ ۶ ماه حبس محكوم و تا كنون ۱۴ ماه از زمان محكوميت خود را سپري ساخته‌ است.

                                                                                         ۱۸ مهر ۱۳۸۷ برابر با ۸ اکتبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 1:34  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

دو تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه‌ای اعتراض آمیز خطاب به‌ رییس دستگاه قضایی، خواستار رسیدگی به‌ درخواستهای 6 گانه‌ ی اعتصاب کنندگان شدند.

بنا بر گزارشات،طی نامه‌ای که‌ تصو یر آن به‌ کمیته‌ رسیده‌ است "مهندس جلال محمود زاده‌" نماینده‌ مهاباد و "اقبال محمدی" نماینده‌ مریوان و حومه در مجلس ،که‌ از اعضای فراکسیون نمایندگان کرد به‌ شمار می آیند،پس از گذشت 45 روز از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد،خواستار به‌ رسمیت شناختن حق زندانیان سیاسی در دسترسی به‌ وکیل، لغو احکام اعدام فعالان سیاسی و مدنی و توقف شکنجه در زندانها شده‌ اند.

                                                                                  پنجشنبه‌ 18 مهر برابر با 8 اکتبر 2008

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 0:28  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای سراسری زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

اخبار دریافتی از زندان اوین از وضعیت نگران کننده ی این فعال دانشجویی پس از 45 روز اعتصاب غذا حکایت دارد،بنا بر گزارشات امروز پنجشنبه‌ هدایت غزالی  برای بار سوم پس از وخامت مجدد حال جسمی اش به‌ بهداری زندان اوین انتقال یافته‌ است.

هدایت غذالی و صباح نصری همچنان بر ادامه‌ اعتصاب خود اصرار دارند ،این در حالیست که‌ آنان با دچار شدن به‌ عوارض گوناگون جسمی ، نیازمند معالجه‌ سریع و عاجل در خارج از زندان میباشند.

                                                                                  پنجشنبه‌ 18 مهر برابر با 8 اکتبر 2008

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:58  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای سراسری زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

بیانیه‌ شماره‌ ۱۶

طی روزهای قبل و متعاقب آنکه‌ کثیری ازشخصیتها، سازمانها و نهادها سیاسی و حقوق بشری، خواستار پایان دادن اعتصاب از جانب زندانیان سیاسی و مدنی کرد  و لزوم پیشگیری از وارد آمدن آسیبهای بیشتر جسمانی بر اعتصاب کنندگان شده‌اند،کمیته‌ اعلام میدارد که‌ ‌تا لحظه‌ تنظیم این بیانیه، هیچ‌ خبری مبنی بر پایان پذیرفتن اعتصاب غذا دریافت نداشته‌ است و اعتصاب غذای فعالان کرد در تمام زندان هایی که‌ اعلام گردیده‌ بود،کماکان ادامه‌ دارد.

بدیهی ست که‌ به‌ محض دریافت اخباری در ارتباط با تصمیم خود اعتصاب کنندگان مبنی بر تداوم یا پایان دادن به‌ اعتصاب،کمیته‌ فورا در راستای انعکاس آن اقدام خواهد کرد.

                                                                             پنجشنبه‌ 18 مهر برابر با 8 اکتبر 2008

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 22:47  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته‌ حمایت از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

دیروز چهارشنبه بعداز گذشت بیشتراز 40روز از بازداشت انور ساعدموچشی در سلولهای انفرادی اطلاعات سنندج،وی به‌ منظور تفهیم اتهام به دادسرای انقلاب برده‌ شد ، نامبرده‌ به‌ اقدام علیه‌ امنیت ملی و تبلیغ برای احزاب کردستانی متهم گشته‌ ونیروهای امنیتی اجازه داشتن وکیل را به نامبرده ندادند.وی که هنوز دراعتصاب غذا به سرمی برد در وضعیت جسمی بدی به سرمی برد.به نقل ازکسانی که وی رادر دادسرای سنندج دیده اند ، آثار شکنجه هنوز برظاهر وی نمایان بوده و به سختی توان راه رفتن داشته است.
  انور ساعد موچشی خبرنگار ،دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه بهشتی تهران ،از اعضای فعال کمیته حقوق بشر کردستان ،ازپایه گذاران حزب سبز کردستان ،عضو کمیته مرکزی کانون نویسندگان کرد وازاعضای هیت تحریریه هفته نامه کرفتوبوده است که‌ در تاریخ 14.6.1378 در منزل مسکونی خویس در شهر سنندج دستگیر شده‌ بود و هفته‌ پیش به زندان مرکزی منتقل شده بود.

                                                                      پنج شنبه‌ 18 مهر 1387 برابر با 9 اکتبر 2008

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 19:29  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  | 

کمیته زنان حامی اعتصاب غذای زندانیان سیاسی و مدنی کرد:

پس از علنی شدن اعتصاب غذای بند زنان در زندان سنندج، داسرا و مسولين زندان در عملی هماهنگ مبادرت به قطع ملاقات حضوری و تلفنی زندانیان سیاسی سنندج کردند.

پس از چند روز فاطمه گفتاری به دادگاه احضار شده و با تشکیل پرونده جدیدی مواجه شدند،مختواي اتهام ايشان در پرونده ي جديد از این قرار بوده که ايشان اقدام به "اعتصاب غذای غیر قانونی" نموده اند و در همان مورد از طریق نامه ای از طرف زندانیان در خصوص اعتصاب غذا به نشر اکاذیب متهم شده اند.

.همچنین برای ایشان قرار وثیقه ی پنجاه میلیون تومانی صادر شده است

لازم به ذکر است که بنا بر اطلاع خانواده ي خانم گفتاري نام برده را دیروز بدون اطلاع خانواده به زندان شهرستان بیجار تبعید نموده اند،بنا به اطلاعات كميته در بند زنان این زنان هیچ زندانی وجود ندارد

در بند زنان سنندج همچنان دو فعال زنان روناک صفا زاده و هانا عبدی،چه حضوری و چه تلفنی  كماكان ممنوع الملاقات هستند .

                                                                              چهارشنبه 17 مهر 1387 برابر با 8 اوكتبر 2008
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 19:24  توسط کمیته‌ پیگیری اعتصاب  |